به گزارش واحد مرکزی خبر مهدی غضنفری افزود: با مبنا قرار دادن دستورات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، کشور در تمامی شاخصهای اقتصاد کلان و اقتصاد خرد جامعه، نتایج چشمگیرتری را در مقایسه با گذشته کسب خواهد کرد و در مباحثی نظیر جمع درآمد سرانه، کاهش ضریب جینی و فاصله طبقاتی، بهبود رفاه اقتصادی و اجتماعی جایگاه برتری را به دست خواهد آورد.
وزیر بازرگانی افزود: در سایه جهاد اقتصادی، کشور میتواند در افزایش اشتغال و کاهش بیکاری موفقیتهای گستردهتری را به دست آورد و در یک منحنی، مجموعه تلاشها منجر به حصول نتایج بهتری شود.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد آنچه که سبب شده مقام معظم رهبری، امسال را به نام سال جهاد اقتصادی بنامند، توفیقات حوزه اقتصادی و اجتماعی و نیز استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران در الگوسازی موفق، بوده است. این درحالی است که در سال گذشته، کشور موفقیت حائزاهمیتی را در اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها، افزایش اشتغال و بهبود وضعیت تامین مسکن از جمله مسکن مهر داشته است، ضمن اینکه در حوزههای تجارت، صادرات غیرنفتی و دور زدن تحریمهای ظالمانه نیز توفیقات بسیاری نصیب کشور شده است.
به گفته غضنفری، نگاهی به حوزههای مختلف از جمله پژوهش، صنعت، کشاورزی، پزشکی، نظامی و هوافضا، نشانگر شکلگیری مجموعهای از تحقیقات جدید است که نتایج درخشانی را به بار آورده است، در کنار تمامی این موارد، دولت خدمتگزار، مردمی فداکار، جوانانی فرهیخته و تحصیلکرده و دانشگاههایی پای کار، وجود دارد که به نظر میرسد زمینه برای پرواز و جهش بزرگ فراهم است.
وی تاکید کرد: دستور مقام معظم رهبری برای همگان به منزله تکلیف است تا با کنار هم قرار دادن تمامی اجزای مذکور، کلیت جدیدی ایجاد شود که همانا کلیت جدید اقتصاد اسلامی است که در کشور بوجود خواهد آمد و منجر به رفاه و آبادانی خواهد شد که پایهگذار تمدن جدید اسلامی است و موجب الگوبرداری سایر ملل خواهد شد، مللی که این روزها در منطقه، از دست حکومتهای مستبد و وابسته خسته شده و به دنبال نجات، رهایی، آزادی و الگوی مناسبی میگردند.
وزیر بازرگانی در تشریح گامهای عملی سرعتبخش تحقق جهاد اقتصادی خاطرنشان کرد: تجاری سازی تحقیقات صنعتی و نتایج موفق پژوهشهای علمی، توجه بیش از پیش به توسعه صادرات غیرنفتی و اجرای طرح آمایش تجاری، سرمایهگذاری گسترده در حوزههای مختلف اقتصادی با بکارگیری موثرتر توان تمامی بانکهای تجاری کشور و فعال کردن صندوق توسعه ملی و استفاده از منابع آن برای سرمایهگذاری بیشتر از جمله این گامها هستند.
به گفته این عضو کابینه دهم، تمرکز بیش از پیش به جذب سرمایهگذاران خارجی به ویژه ایرانیان مقیم خارج کشور، تکمیل اجرای اصل 44 قانون اساسی و توسعه بیشتر حضور بخش خصوصی در فعالیتهای تولیدی، اقتصادی و تجاری و نیز خروج دستگاههای دولتی از حوزه کار تصدیگری راهکارهایی است که میتواند ما را به موفقیت در جهاد اقتصادی برساند.
وی، بهبود بیش از گذشته فضای کسب و کار و ایجاد فضای رقابتی و برندهای تولیدی و تجاری برای حضور گستردهتر در بازارهای هدف را از جمله کاتالیزورهای جهاد اقتصادی دانست و تاکید کرد: توجه بیش از پیش به بهبود بهرهوری در حوزههای اقتصادی نیز باید مدنظر قرار گیرد.
غضنفری ادامه داد: قاعدتا این امر مهم نیازمند هماهنگیهای بیشتر در سطح دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی قوا برای حذف گلوگاههای همکاری در سطح ملی است. در این میان به نظر میرسد نامگذاری سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادی دستوری برای تمامی قوا است تا در تلاشی گستردهتر، به سرعت گرفتن طرحهای اقتصادی و سرمایهگذاری همت گمارند.
وی اظهار داشت: بهرحال کشور و دولت دهم در خلال دهه سوم انقلاب اسلامی که دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته، قرار دارد و توانسته قواعد حکمرانی خوب و شایسته را به تدریج کسب کرده و هم اکنون دولت دهم، در نقطه ای از شناخت، آگاهی و توانمندی در اجرای طرحهای اقتصادی و اجتماعی قرار گیرد.
وزیر بازرگانی گفت: فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، در واقع ضمن تائید این توانمندی، فرمان پرواز به اوج و فراز بیشتر را دارد و با اجرای دستورات ایشان در مورد جهاد اقتصادی، این اطمینان به وجود آمده است که زودتر از آنچه که پیشبینی شده، ایران به اهداف سند چشمانداز بیست ساله نظام دست یابد و گامهای فراتری برداشته شود.
وی اظهار داشت: دستیابی به این اهداف، با اطاعت از دستورات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و همراهی و همدلی مسئولان، سران قوا و بخش خصوصی دستیافتنی است و البته حمایت همه جانبه و هوشمندانه مردم را نیز طلب میکند.
اگر قرار است دهه آینده برای ما «دهه پیشرفت وعدالت» باشد، به عنوان مقدمه واجب چاره ای جز بازنگری در اقتصاد کشور و بازسازی آن بر اساس معنویت و آموزه های دینی نیست؛ چرا که کشور عقب مانده یا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعیض، هیچگاه نمی تواند الگوی مقبولی برای جهان امروز ارائه نماید.
برای همین است که چنین دهه ای را با «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و اینک «جهاداقتصادی» شروع کرده ایم. اما بکارگیری واژه مقدس «جهاد» برای فعالیتها و اهداف «اقتصادی» آموزه هایی در بر داردکه اکنون از میان آنها فقط پنج نکته زیر مورد توجه استک
1- «جهاداقتصادی» تعبیر جدیدی نیست و ریشه در قرآن و سنت دارد. آموزه های دینی سرشار از آیات و روایاتی است که نشان می دهد تلاش ایثارگرانه، همراه با انگیزه های الهی، به گونه ای که موجب استقلال اقتصادی و استغنای کشور از بیگانگان گردد، نوعی جهاد در راه خدا محسوب می شود.
در اینباره تنها اشاره به یک نکته لطیف در آیه بیستم سوره مزمل کافی است؛ خداوند متعال در این آیه شریفه «تلاش براى زندگى را در کنار جهاد فى سبیل الله قرار داده، و این نشان مى دهد که اسلام براى این موضوع اهمیت زیادى قائل است، چرا چنین نباشد در حالى که یک ملت فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد یافت و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است» (تفسیر نمونه ،ج 25 ،ص 200).
رسول خدا (ص) با استناد به همین آیه فرمود: «هیچ کاسبى نیست که طعامى را از جایى به سوى شهرى از شهرهاى مسلمین وارد کند و آن کالا را به نرخ روز در آن شهر به فروش برساند مگر آنکه نزد خدا منزلت شهید را دارد». (تفسیرالمیزان، ذیل آیه شریفه) این نکته در تلاشهای اقتصادی شخصی و خانوادگی نیز صدق می کند؛ چنانکه امام موسیبنجعفر (ع) میفرماید: «کسی که در جستجوی روزی حلال است تا خود و خانوادهاش را تأمین کند، همانند مجاهد در راه خداست.»
2- «جهاداقتصادی» عامل استقلال و عزت جامعه اسلامی است؛ همانگونه که جهاد نظامی چنین است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسیله است نه هدف، اما وسیله ای است گریزناپذیر و اهداف دینی و معنوی هم بدون آن تحقق یافتنی نیست.
یکی از اصول اساسی در نظام فکری و سیاسی اسلام آن است که هیچ چیز و از جمله نیازهای اقتصادی، نباید موجب سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی گردد. به همین دلیل است که قرآن کریم استقلال اقتصادی را «جمال» جامعه اسلامی مینامد (سوره نحل، آیه 6)؛ همانگونه که جهاد نظامی را باید «جلال» جامعه دانست.
جهاد اقتصادی «گویای این حقیقت است که چنین جامعهای خودکفاست، فقیر، مستمند و وابسته به این و آن نیست، خودش تولید میکند و آنچه را خود دارد، مصرف مینماید. این در واقع جمال استغناء و خودکفایی جامعه است. جمال، تولید و تأمین فرآوردههای مورد نیاز یک ملت است و به تعبیر گویاتر جمال، استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است.» (تفسیر نمونه ، ج11، ص159در تفسیر آیه شریفه).
3- «جهاداقتصادی» هم واجد جنبه های اثباتی مثل پیشرفت علم و فناوری و تولیدات بیشتر و برتر است و هم واجد جنبه های سلبی که کاهش وابستگی به واردات و کنترل مصرف کالاهای خارجی از جمله آنها است.
نهادینه کردن فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی که در جای خود منوط به تجدید نظر در کیفیت کالاهای ساخت داخل است و کاهش واردات کالاهای خارجی همان نکتة مهمی است که باید در برنامه جهاد اقتصادی در نظر گرفته شود تا مبادا نظام و جامعه اسلامی به بیگانگان نیازمند و وابسته شود زیرا از دست دادن استقلال اقتصادی، دیر یا زود، استقلال و عزت سیاسی و فرهنگی را هم تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.
از این رو طبق فتوای فقها «اگر در روابط تجاری با اجانب خوف آن است که به بازار مسلمین صدمه اقتصادی وارد شود و موجب اسارت تجاری و اقتصادی شود، قطع اینگونه روابط واجب است و این نحو تجارت حرام است.» ( تحریر الوسیله، ج1، ص446 م 6). این گونه احکام شرعی، بر مبنای قاعده مشهور و مسلّم فقهی، «قاعده نفی سَبیل»، است که از آیه141 سوره نساء گرفته شده و حکومت آن برتمام احکام (چه معاملات، چه عبادات و چه سیاسات) مورد تردید نیست.
بنابر مفاد این قاعده باید گفت اقتصاد نباید به گونهای باشد که جامعه اسلامی را به تولیدات بیگانگان وابسته و نیازمند نماید و استقلال اقتصادی (و در نتیجه سیاسی) آنان را مخدوش سازد و لذا به فتوای امام خمینی (همان، ج1، ص445، م 4): «اگر در اثر اینگونه روابط این نگرانی بهوجود آید که بیگانگان بر جامعه اسلامی سلطه سیاسی و اقتصادی پیدا کنند و در نتیجه آنان را به اسارت سیاسی اقتصادی ببرند و سبب وهن و ضعف آنان گردند، واجب است به طرق مشابه و مقاومت منفی در برابر آن بایستند. برای مثال کالاهای ساخت آنان را نخرند و مورد استفاده قرار ندهند و به طور کلی از ارتباط و معامله با آنان خودداری کنند.»
4- «جهاداقتصادی» نیازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنها است؛ هم منابع مادی و هم منابع انسانی. وانهادن منابع طبیعی و سوءمدیریت مصداقهای مهم کفران نعمت است که مانع تحقق شعار امسال می شوند.
قرآن کریم پس از اشاره به نعمتهایی که در زمین قرار داده شده، یادآوری
میکند: «او کسی است که عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسایل
آن را در اختیار شما قرار داد.» (سوره هود آیه 61).
قرآن نمیگوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه
میگوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد؛ یعنی امکانات از هر نظر
آماده است، اما شما باید با کار و کوشش آن را آباد سازید. در ضمن، این
حقیقت نیز از آیه شریفه استناد میشود که برای عمران و آبادی باید به یک
ملت فرصت داد و کارهای آنها را به دست خودشان سپرد (تفسیر نمونه، ج 9، ص
151).
کشور ما که به لطف خدا برخوردار از منابع کم نظیر و ذخایر عظیم طبیعی است،
اما طبق آموزه های دینی، فقط آب و خاک برای دستیابی به خوداتکایی کافی
است؛ امیرمؤمنان (ع) میفرمود: «هرکس آب و زمینی داشته باشد و (بازهم) فقیر
باشد، از رحمت خدا دور میگردد.»
نیاز به تاکید ندارد که همه اینها در گرو بکارگیری مدیران کارآمد و متعهد است. از دیدگاه الهی، مناصب و پستهای اجتماعی «امانت» است و به ما دستور دادهاند این امانتها را به آنان که اهل و شایستهاند، بسپاریم (سوره نساء آیه 58).
شایستگی تنها به تدین و حتی تخصص نیست. کارآمدی هم لازم است و بلکه کمتر از تعهد و دانش نیست؛ شرطی که امام خمینی (ره) در مباحث مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه نام آن را «کفایت» نهادهاند. ایشان معتقدند، انسان متعهد و متخصصی که قدرت اجرایی کردن طرحهای خود یا الزامات قانونی را نداشته باشد، فاقد کفایت لازم برای تصدی مناصب نظام اسلامی است. این واقعیت ناب برگرفته از تعالیم روشن اسلام است.
پیامبر خدا فرمود: «هرکس از میان گروهی یکی را به کار بگمارد؛ در حالی که
در میان آن گروه بهتر از او (که بیشتر) مورد پسند خداست وجود دارد، به
تحقیق نسبت به خدا، پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است.» در حدیثی دیگر که
بسیار تأمل برانگیز است، امام ششم (ع) فرمودهاند: «از نظر من فرق نمیکند
کار را به خائن واگذار کنم یا به ناشی و ناوارد»!!
اکنون باید افزود که مدیریت در همه بخش های حکومت سرنوشت ساز است ولی در
بخش های اقتصادی مهم تر. برای همین است که یوسف (ع) از میان تمام پُست ها
انگشت روى خزانه دارى گذاشت!
5- «جهاد اقتصادی»، علاوه بر این، الزامات و پیش نیازهای دیگری هم دارد که
وحدت و انسجام ملی از مهمترین آنها است. لشکر متفرق و پراکنده هیچگاه قادر
به جهادی موفق نیست؛ هر چند از ظرفیت فراوان و استعدادهای بزرگی هم
برخوردار باشد. خداوند، خود در قرآن اعلام فرموده است که جهادی را دوست
دارد که همه در یک «صف» و مانند «بنیان مرصوص» باشند (سوره صف،آیه4).
اینجا است که جهاد اخلاقی نیز ضرورت پیدا می کند، دست برداشتن از خود
محوری و خودبینی و به طور کلی از «خود» گذشتن و تحمل و مدارا، مقدمه رسیدن
به مقصد بزرگی است که انتخاب کرده ایم. «ایثار» در «جهاد» عنصری است که نمی
تواند نادیده گرفته شود و این با غرور و خودخواهی قابل جمع نیست. اختلاف
نظر گر چه طبیعی است؛ اما تا جایی مفید است که به اختلاف عمل نینجامد و هر
کس به راهی نرود که خود می خواهد و می پسندد.
کوبیدن بر طبل کدورت میان جبهه خودی ها، دشمن را امیدوار و دوستان را نگران و خدای ناکرده سست می سازد؛ خصوصاً اگر از سوی افراد شاخص باشد. برای همین است که رهبر معظم انقلاب از روز اول سال بر این نکته تاکید کرده و بویژه سران قوا را از کشاندن گلایه ها و اختلافات به رسانه ها و صحنه جامعه نهی فرمودند. اکنون حجت شرعی و عقلی بر همگان تمام است و میزان التزام هر کس در عمل، و نه سخن، مشاهده خواهد شد.در جهاد اطاعت از فرمانِ فرمانده، واجب عقلی و شرعی است؛ حتی اگر کسی فکر کند به گونه ای دیگر هم می توان به مقصد رسید .
در منطق جهاد؛ آنکه بدون اذن فرمانده به قلب دشمن می تازد و به خیال خود تهور و بی باکی نشان می دهد، به همان اندازه مذموم و محکوم است که کسی به هنگام دستور حرکت، بر جا بایستد و اقدام نکند.
امسال بیش از همیشه نیازمند یادآوری این موعظه قرآنی (سوره انفال،آیه46) به یکدیگریم که: «اى کسانى که ایمان آوردهاید! چون با دشمن رویارو شدید پایدارى کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید. از خدا و رسولش اطاعت کنید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین برود، و صبر پیشه کنید که خدا با صابران است.»
هرچند كه به نظر مي رسد، استقلال
سياسي نقش تعيين كننده اي در استقلال جامعه و ملتي دارد، ولي نمي توان از
نقش تعيين كننده استقلال اقتصادي در كنار استقلال فرهنگي و استقلال نظامي و
مانند آن غافل ماند.
استقلال اقتصادي به سبب اين كه پاسخ گوي نيازهاي
ابتدايي بشر است، همواره مورد توجه و تاكيد بوده است؛ زيرا انسان نخستين
نيازي كه در زندگي مادي و دنيوي دارد، تغذيه شامل آب و خوراكي و مانند آن
است. پس از فراهم آمدن اين مهم در انديشه امنيت و آرامش بر مي آيد و در
مراحل بعدي به سراغ عشق و محبت يعني ديگران مي رود تا پاسخ گوي وي در اين
حوزه از نيازها باشد. اين گونه است كه نقش اقتصاد در زندگي مادي و دنيوي
بشر برجسته مي شود.
البته هر انساني براي خود فلسفه زندگي دارد و سبك
زندگي را نيز براي خود تعريف مي كند. اين فلسفه زندگي، زماني شكل مي گيرد
كه انسان، به نوعي كمال رسيده باشد. در اين زمان است كه نوعي تقدم براي
چيزهاي ديگر قايل مي شود. اما بيشتر مردم همچنان دغدغه اقتصاد يعني آسايش و
آرامش مادي دارند و اين اقتصاد جايگاه ارزشي و تقدمي خود را در فلسفه و
سبك زندگي آنان از دست نمي دهد.
به هر حال، اقتصاد چه بخواهيم و چه
نخواهيم نقش تعيين كننده و كليدي در هر دو بينش مادي گرا و معنويت گرا ايفا
مي كند: زيرا جامعه انساني به گونه اي در دنيا شكل گرفته كه اقتصاد مايه
قوام آن است. از اين رو هر جامعه اي براي دست يابي به استقلال و در اختيار
گرفتن سرنوشت خود نيازمند استقلال اقتصادي است؛ زيرا در صورت فقدان استقلال
اقتصادي نمي تواند در مسير اهدافي كه براي جامعه خود تعريف كرده گام
بردارد و ناچار است تا در اصول ديگر فرهنگي و معنوي و سياسي تابع فشارهاي
صاحبان ثروت و قدرت شود كه از ديگر جوامع بر آن جامعه وارد مي سازند.
نويسنده
در اين نوشتار بر آن است تا نقش جهاد اقتصادي در خودكفايي و استقلال
براساس آموزه هاي قرآني را تبيين نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي
گذرانيم.
تقابل جوامع مادي گرا و آخرت گرا
هر
جامعه اي براي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و روشهاي خاص را نيز براي تحقق
آن در نظر گرفته است؛ هرچند كه همه جوامع دو هدف مشخص آسايش و آرامش را در
دستور كار اصلي خود قرارداده و تحقق آن را از طريق جامعه و نهادهاي آن پي
گيري مي كنند، ولي تفاوت هاي مشخصي در روشهاي آنها به سبب تفاوت هاي
جغرافيايي، فرهنگي، ادراكي و مانند آن پديد مي آيد كه جامعه اي را از جامعه
ديگر جدا مي سازد.
البته مي توان تفاوت هاي مشخصي را در دو هدف اصلي
ميان جوامع مشاهده كرد. از اين رو جوامع را مي توان به جوامع ماديگرا و
معنويت گرا، يا دنياگرا و آخرت گرا دسته بندي كرد. اين تفاوت بينشي و نگرشي
چنان در دو هدف اصلي جوامع تاثير مي گذارد كه جوامع در همه ابعاد در دو
طيف مقابل هم قرار مي گيرند؛ زيرا جوامع ماديگرا و دنياگرا، آسايش و آرامش
را تنها در دنيا و امور مادي مي جويند و چيزي جز همين دنيا و ماديات براي
آنان معنا و مفهوم و اصالتي نمي يابد.
در مقابل، جوامع معنويت گرا و
آخرت گرا قرار مي گيرند كه زندگي دنيا و آسايش و آرامش را هرچند مطلوب مي
دانند، ولي براي آن اصالتي قايل نمي شوند و بيشترين همت و توجه خويش را به
آخرت معطوف مي دارند و لذا اهدافي چون آسايش و آرامش، تنها نقش ابزاري براي
آخرت و آسايش و آرامش باقي و پايدار آن دارد.
اين دو بينش و نگرش
متقابل، از نظر اسلام به حق و باطل تفسير شده است. از اين رو تقابل آن دو
مي تواند دو جامعه را از نظرهاي گوناگون در برابر هم قرار دهد؛ زيرا اصالت
بخشي به ماديات و دنيا و هدف قرارگرفتن آسايش و آرامش مادي و دنيوي، به اين
معناست كه مي توان براي دست يابي به اين اهداف، همه چيز را قرباني كرد.
اين گونه است كه حدود آزادي تنها در مرز تضييع حقوق ديگران پايان مي يابد و
از آن جايي كه اين مرز بي پشتوانه و خاستگاه هاي استوار است، مي توان به
سادگي آن را دور زد و يا ناديده گرفت. بدين ترتيب قوانين و اصول اخلاقي در
جوامع ماديگرا و دنياگرا، قوانين در معرض خطر است و هر آن مي تواند از سوي
اكثريت يا اقليتي پايمال شود؛ زيرا بنيادهاي اخلاقي آن متزلزل است و وقتي
هدف، آسايش و آرامش مادي و دنيوي باشد، هر آن چه در برابر آن قرار گيرد،
پايمال و نابود مي شود.
اين كه برخي از جوامع مادي و دنياگرا، قوانين را
به سختي مراعات مي كنند، از آن روست كه براي حفظ كف بهره مندي ها لازم است
تا قوانين را مراعات كنند وگرنه همين آسايش و آرامش مادي آنان باخطر مواجه
مي شود. براين اساس، هرگاه احساس كنند كه دور زدن قانون و يا پايمال كردن
آن، آسيبي به آسايش و آرامش مطلوب آنان وارد نمي سازد، به سادگي قوانين را
ناديده مي گيرند. اين سياست به ويژه در برابر جوامع ديگر به سادگي و آساني
انجام مي گيرد؛ زيرا نهايت جامعه گرايي در جوامع مادي گرا و دنيوي، حفظ
جامعه خودي و محافظت بر آن است. اين مسئله را مي توان در بينش و نگرش سبك
آمريكايي شناسايي كرد.
تقابل جوامع مادي گرا و معنوي گرا يا دنيا گرا و
آخرت گرا، تقابل جدي است؛ زيرا جوامع مادي گرا، به نوعي از نظر ذاتي طغيان
گرا و متجاوز به حقوق ديگران است و ظلم و ستم به ديگران را براي رسيدن به
هدف آسايش و آرامش مادي و دنيوي توجيه مي كند.
از آن جايي كه جامعه
اسلامي و ايماني، جامعه اي با اهداف معنوي و آخرت گراست، اگر بخواهد در
مسير تعالي خود گام بردارد، نيازمند استقلال اقتصادي است تا بتواند در
برابر فشارها و تعديات جوامع مادي گرا و دنياگرا تاب بياورد و مسير فرهنگي و
معنوي خويش را چنان كه مي خواهد بپيمايد و از همه ظرفيت هاي دنيوي براي
رسيدن به اهداف اخروي و معنوي بهره برد؛ چرا كه جوامع رقيب مادي، خواهان
بهره مندي از ظرفيت ها و امكانات مادي جامعه ايماني است و اجازه نمي دهد
تاجامعه ايماني در يك شرايط مناسب در مسير خود گام بردارد.
به سخن ديگر،
همزيستي مسالمت آميز ميان دو نگرش حق و باطل يا نگرش دنيوي و اخروي، شدني
نيست، چرا كه حتي اگر جامعه ايماني به سبب عدالت خواهي و عدالت گروي، به
حقوق و امكانات مادي خود بسنده كند و چشم داشتي به امكانات مادي ديگر جوامع
نداشته باشد، جامعه مادي گرا به طور طبيعي چون اصالت را به ماده و دنيا مي
دهد و باوري به آخرت ندارد، خواهان دست يابي به همه امكانات مادي جهت
آسايش و آرامش و ديگر اهداف مادي و دنيوي مي باشد و به اشكال گوناگون مي
خواهد حقوق ديگر جوامع را تضييع كرده و بر آنان و امكاناتشان تسلط يابد.
اين گونه است كه جوامع مادي گرا، جوامع سلطه جو و استكباري هستند و استقلال
ديگر جوامع را تهديد مي كنند و باخطر جدي مواجه مي سازند.
به عبارت
ديگر، سلطه جويي و استكبارورزي و ستم گرايي، جزو ذاتيات جوامع مادي و
دنياگراست و ديگر جوامع نمي توانند در چنين شرايطي احساس امنيت از تهديدات و
خطرات اين جوامع داشته باشند.
جهاد اقتصادي، جهاد خودكفايي و استقلال
جوامع
بشري به سبب جهات گوناگون به يكديگر نيازمند هستند و نمي توان از رشد و
توسعه اقتصادي و تمدني سخن گفت و در همان حال خواهان قطع كامل روابط
اقتصادي، فرهنگي و سياسي شد.
مي دانيم كه ثروت هاي زمين در جغرافياي
زمين پراكنده است و در هيچ منطقه اي از زمين همه امكانات اقتصادي به تمام و
كمال وجود ندارد؛ هر چند كه در هر منطقه جغرافيايي، بيشترين امكانات
ابتدايي وجود دارد و آسايش و آرامش نسبي فراهم است ولي آن چه ما از آن سخن
مي گوييم تحقق امكاناتي براي تمدن سازي است. از اين رو لازم است تا همه
امكانات زمين در همه مناطق جغرافيايي مورد استفاده قرار گيرد. اين بدان
معناست كه نياز به ارتباط دست كم اقتصادي براي دسترسي به امكانات و ظرفيت
هاي تمدني ضرورت مي يابد.
از سوي ديگر، همه چيز را همگان مي دانند و
همگان هنوز از مادر نزاده اند. اين بدان معناست كه علم و دانش در همه
انسانها وجود دارد و نياز است تا با ارتباط، اين دانش در دسترس قرار گيرد.
ارتباطات فرهنگي كمك مي كند تا تجربيات و دانشهاي جوامع و امت هاي ديگر به
يكديگر منتقل شود و شرايط مناسب براي زايش تمدني يا گسترش آن فراهم آيد.
بنابراين،
هنگامي كه از جهاد اقتصادي سخن به ميان مي آيد، به معناي جهاد دسترسي به
امكانات تمدني است تا جامعه از وابستگي اقتصادي برهد و در مسير تحقق اهداف
آفرينشي چون رباني شدن قرار گيرد. خودكفايي به معناي توانمندي در تحقق
اهداف اقتصادي و برآورد نيازهاي جامعه از طريق بهره گيري از تمام موجوديت و
ظرفيت است. خودكفايي به اين معنا كمك مي كند تا جامعه، بسياري از نيازهاي
خود را در داخل سرزميني و فكري و فرهنگي خود تامين نمايد و در كمترين سطح
وابستگي به بيرون قرار گيرد. چنين حالتي به جامعه كمك مي كند تا بتواند
بقيه نيازهاي تمدني خويش را به سبب غلبه اقتصادي و علمي و فرهنگي از ديگر
جوامع تامين نمايد بي آن كه اين تامين از ديگر مناطق و جوامع، موجب وابستگي
و عدم استقلال در اين عرصه يا عرصه هاي ديگر چون سياسي و نظامي و فرهنگي
شود.
ضرورت قطع رابطه اقتصادي با دشمنان
خداوند
در آيه 28 سوره توبه، نيازمندي هاي اقتصادي جامعه را عامل وابستگي اقتصادي
و در نهايت وابستگي سياسي و فرهنگي مي شمارد و به مومنان و جامعه ايماني
هشدار مي دهد تا با جهاد اقتصادي و تلاش، خود را از اين وابستگي نجات بخشند
و اجازه ندهند تا دشمن با سوءاستفاده از نيازهاي اقتصادي و وابستگي
اقتصادي، سرنوشت امت و جامعه ايماني را در اختيار گيرد و سياست هاي نظامي و
فرهنگي و سياسي جامعه را تحت سلطه خود درآورد.
البته برخي گمان مي كنند
كه قطع ارتباط اقتصادي با دشمنان جامعه اسلامي به معناي اختلال در نظام
اقتصادي و فقدان رشد و شكوفايي آن و در نتيجه از دست رفتن اهداف كلان جامعه
مي شود؛ در حالي كه خداوند در همين آيه به مسلمانان و جامعه ايماني وعده
مي دهد كه اگر قطع ارتباط اقتصادي به قصد رسيدن به خودكفايي از طريق جهاد
اقتصادي باشد، اين قطع به سبب اين كه الهي و في سبيل الله است، خداوند به
طرق ديگري و با امدادهاي غيبي كمك مي كند تا اقتصاد جامعه از اختلال مصون
بماند.
به هر حال، قطع روابط اقتصادي با دشمنان هر چند كه در كوتاه مدت
شوك اقتصادي وارد مي كند ولي در بلندمدت موجب رهايي از وابستگي اقتصادي و
در نتيجه سياسي و فرهنگي شده و استقلال جامعه را در ابعاد گوناگون تضمين مي
كند. همچنين اين قطع كه همراه با جهاد اقتصادي است، فرصت شكوفايي تمدني را
به جامعه مي بخشد و جامعه به ظرفيتهاي كلان اسمايي سرشته در ذات خويش پي
مي برد و مي تواند از مقام متاله (رباني) شدن، همانند خداوند عمل كند و
شگفتي ها بيافريند و در علم و دانش چنان شود كه از همه ظرفيت جامعه خود به
بهترين شكل استفاده كند و با تغييرات مناسب در خلقت، همانند خداوند از
كمترين و ساده ترين مواد، پيچيده ترين مواد مورد نياز را بسازد؛ زيرا
عناصري كه همه اين هستي را شكل بخشيده، عناصر محدودي است و علم به عناصر و
چگونگي ساخت و ساز موجودات مي تواند جامعه ايماني را در وضعيتي قرار دهد كه
همه نيازهاي خود را در همان بخش جغرافيايي تامين كند. البته رسيدن به اين
مقام نيازمند دست يابي به جامعه ايماني مطلوب و انسان هاي كاملي است كه همه
اسماي الهي را در خود فعليت بخشيده يا دست كم در بخش اعظم آن موفقيت داشته
اند. اين همان عنايت فضلي خداوند به جامعه ايماني است كه در آيه 28 سوره
توبه پس از قطع روابط ناسالم اقتصادي ميان جامعه ايماني و جامعه دشمن اتفاق
مي افتد و جامعه ايماني را به كمال مي رساند.
خداوند در اين آيه به
مومنان و جامعه ايماني هشدار مي دهد كه نگران قطع رابطه اقتصادي با دشمنان
متجاوز و معاند و كافر نباشند؛ زيرا اين قطع رابطه نه تنها موجب اختلال در
حوزه اقتصادي نمي شود، بلكه زمينه و فرصتي مناسب براي جامعه فراهم مي آورد
تا ضمن شناخت ظرفيت هاي وجودي خود، از فضل الهي بهره مند شود و گام هاي
بلندي را در راه تمدن سازي بردارد و خودكفايي را در همه عرصه ها تجربه كند و
چيزهايي را بسازد كه به نظر غيرقابل دسترس و امكان و امكانات بشري است؛
چرا كه خداوند از فضل خودش جامعه ايماني را به علم الهي بهره مند مي كند و
فلسفه و حكمت بهره مندي در مسير اهداف آفرينش را در اين جامعه شكوفا مي
كند.(توبه، آيه 28)
به هر حال آن چه از آيات و روايات در اين زمينه برمي
آيد، دست يابي به خودكفايي اقتصادي از طرق گوناگون چون قطع رابطه ظالمانه
با دشمنان اسلام، اين امكان را به جامعه ايماني مي بخشد تا بتواند در مسير
شكوفايي تمدني گام بردارد و از امدادهاي الهي برخوردار شود و خداوند
استعدادهاي آنان را شكوفا كرده و به آنان فرصت بهره مندي تمام و كمال از
همه آن چه در زمين جغرافيايي و منابع انساني وجود دارد، بدهد.
قطع روابط
ظالمانه با مستكبران و ظالمان كافر و دشمن، نوعي تقواي الهي است كه فرصت
مضاعفي به جامعه ايماني مي بخشد؛ زيرا خداوند در آيه 96 سوره اعراف و 2 و 3
سوره طلاق، رعايت تقواي الهي را از عوامل دست يابي جوامع به توسعه اقتصادي
و شكوفايي تمدني برشمرده است. بي گمان، قطع رابطه اقتصادي با دشمن دين و
خدا و بشريت، از مهمترين مصاديق تقواي الهي است.
خداوند در آيات اخير به
صراحت بيان مي كند كه تقواي الهي موجب مي شود تا خداوند از طرقي كه بيرون
از حساب و كتاب است، به آن جامعه عنايت نمايد و از فضل خاص خويش به آن
ببخشد.
اين بدان معناست كه خداوند فرصت هاي ديگري براي آن جامعه تقوا
پيشه فراهم مي آورد كه در عقل و حساب انساني نمي گنجد. اين همان چيزي است
كه از آن به امدادهاي غيبي خداوند براي جوامع ايماني ياد شده است.
به
سخن ديگر، استقامت در دين و پايداري بر مسايل فرهنگي و معنوي و اخروي از
سوي جامعه ايماني، طريق خاصي را براي انسان مي گشايد كه در چارچوب معيارهاي
مادي و دنيائي نمي گنجد. (جن، آيه 16 ) چنان كه استغفار و مانند آن خود
راهي براي توسعه و رشد اقتصادي است كه به ظاهر برخلاف هر اصل عقلاني و
عقلايي است ولي خداوند در آياتي از جمله آيه 3 و 53 سوره هود، و 10 تا 12
سوره نوح، مساله استغفار را يكي از عوامل تاثيرگذار در رشد و شكوفايي
اقتصادي و فراهم آوري عوامل مادي توسعه برمي شمارد و برآن تاكيد مي ورزد.
به
هر حال، جهاد اقتصادي در چارچوب معنويت و دين و آخرت گرايي و در سايه سار
عواملي چون عدالت، تقوا و استغفار مي تواند شرايط جديد و شگفت آوري براي
جامعه فراهم آورد كه خودكفايي واقعي را تحقق بخشد و جامعه را به استقلال
همه جانبه برساند.
دیدگاه اسلام و اندیشه ی اقتصادی در مورد « جهاد اقتصادی » چیست ؟ اسلام چه توصیه هایی برای « جهاد اقتصادی » از منظر اقتصادی داشته است ؟ روایات از چه منظری به این موضوع پرداخته ؟ این ها موضوع یادداشتی است که محمد اسماعیل زاده از زاویهی راهبردی به آن پرداخته است.
گروه اقتصادی برهان / محمد اسماعیلزاده :
دیدگاه اسلام و اندیشهی اقتصاداسلام در مورد جهاد اقتصادی نه تنها مثبت، بلکه به مثابهی آرمانی است که همواره در جان و دل اولیا و پیروان این مکتب ریشه داشته و دارد. تا جایی که همهی پیامبران الهی علاوه بر مأموریت داشتن برای حیات اخروی مردم، مأمور به آبادانی و حیات دنیوی آنها نیز بودهاند، ایجاد موانع ساختگى در طول تاریخ، تنها باعث عقیم ماندن آرمان رسیدن به وحدت بشر و افزایش رفاه همگانى بوده است.
البته یک سری دیگر در طول تاریخ متحجرانی بودهاند که عوامانه فکر کردهاند که مسایل زندگی مادی را از جنبههای اخروی جدا دانسته و برای هر یک مرز و قلمروی خاص را قرار دادهاند اما اسلام به عنوان یک دین و نظام ارزشی، خوشبختی دنیا و آخرت انسان را بهطور همزمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعهی آخرت معرفی کرده است. براین مبنا به هر رفتار اقتصادی مفید که در حوزهی ارزشهای اسلامی مجاز باشد،از دیدگاه اسلام مورد توجه و تمجید قرار میگیرد.
گفتنی است در اسلام بر خلاف مکاتب اقتصادی غرب مدلها و الگوهای اقتصادی تجویز نمیشود. چرا که موارد نام برده شده به شدت تابع شرایط زمانی و مکانی گستردهای هستند اما از سوی دیگر قوانین ثابت و همیشگی وجود دارد که در منابع اسلامی بیان شدهاند.
از دیدگاه قرآن گستردگی منابع تولید در راستای رفاه آدمی است. «وَاتیکم من کُلِّ ما سأَلْتُمُوُه(7): و هر چه از اوخواستهاید به شما ارزانی داشته است» میتوان چنین برداشت کرد که از دیدگاه قرآن، در زمین آنچه مورد نیاز انسان برای ادامهی زندگی لازم است،مهیاست اما این امر به معنای آن نیست که تمامی نیازمندیهای انسانی به صورت بالفعل و بدون کار و تلاش در اختیار اوست بلکه بدین معناست که انسان بایدبه کارگیری روحیهی عمران و آبادانی و در سایر خلاقیت، ابتکار و تلاش رزق وروزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آنها را برای استفادهی تغییرات ضروری دهد. لذا اسلام علت عمدهی ایجاد رفاه را تغییر دادن امکانات موجود دانسته است. در اسلام بر کار و تلاش برای ایجاد تغییر در زندگی تأکید شده است. بر این اساس است که امام رضا(علیهالسلام) افراد را به کار و کوشش دعوت میکند.
«احمد بن ابی نصر بَزّنطی» میگوید: «به امام رضا(علیهالسلام) گفتم: «کوفه به من نمیسازد و زندگی در آن همراه با مضیقه است. زندگی ما در بغداد بود و در آنجا در روزی بر مردم گشاده است.» حضرت فرمود: «اگر میخواهی بیرون بروی برو؛ چرا که امسال، سال آشفتهای است و مردمان را چارهای جز طلب روزی و کوشش برای به دست آوردن معیشت خوب نیست. پس طلب و کوشش رابرای به دست آوردن امکانات زندگی از دست مده.»
(8)از دیدگاه امام رضا(علیهالسلام)، ارزش معنوی کار چنان است که مقام کارگر را فراتر ازمقام مجاهدین فی سیبل الله (جهادگران در راه خدا) میداند و میفرماید: «آن که با کار و کوشش، در جستوجوی مواهب زندگی برای تأمین خانوادهی خویش است،پاداشی بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد.»
(9) از این رو تلاش و کوشش مضاعف در عرصههای اقتصادی که از آن تعبیر به جهاد اقتصادی میشود لذا از دیدگاه اسلام نه تنها امری لازم، بلکه واجب است.
راهبرهای تحقق جهاد اقتصادی
با این توصیفات به نظر میرسدبرای رسیدن به شعار «جهاد اقتصادی1»راهبردهایی لازم است که باید به آن عمل کرد. لذا در این مقاله به پارهای از این موارد اشاره میشود:
1- توسعهی سرمایهگذاری از راه کاهش شکاف پسانداز- سرمایهگذاری با حفظ نسبت پسانداز به تولید
2- ارتقای کمی و کیفی بازارهای مالی (سرمایه، پول و بیمه) با تأکید بر کارآیی، شفافیت و سلامت
3- اجرای بودجهریزی عملیاتی و تنظیم لایحهی بودجه و تخصیص اعتبارات با توجه به نتایج حاصل از فعالیتها و متناسب با قیمت تمام شدهی آنها
4- توزیع امکانات و بودجه بین مناطق متناسب با عملکرد و پتانسیلهای تولید
5- تخصیص منابع حاصل از نفت و گاز به سرمایههای فیزیکی و انسانی مورد نیاز کشور و بهویژه اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای
6- هماهنگی و سازگاری بین سیاستهای بازرگانی و سیاستهای ارزی، پولی و مالی کشور
7- اعطای تسهیلات بانکی هدفمند و هدایت اعتبارات بانکی به بخشهای مولد متناسب با ظرفیتها و نیاز واقعی و بازدهی اقتصادی
8- هدایت صحیح نقدینگی به سمت فعالیتهای تولیدی
9- منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بهمنظور جذب پساندازهای جامعه
10- گسترش امکان دسترسی به منابع مالی برای بنگاهها از راه توسعهی بازار سرمایه و ابزارهای مالی
در زمينههاي اقتصادي، سياسي، علم و فنآوري نيز كارهاي بزرگي انجام شده كه ناشي از نهادينه شدن اجرايي اين كارها است. از جملهي اين كارهاي بزرگ و همتهاي جدي، اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها بوده كه ميتوان نقطهي عطف مطلب مذكور باشد. در سال 90 نيز بايد ما همت خود را بر مسايل اقتصادي متمركز كنيم. چرا كه طبق بيانات رهبري، هماكنون مهمترين چالش كشور، موضوع اقتصاد است.
البته همچنان نبايد شعارهاي سالهاي گذشته را فراموش كنيم و چنانچه امسال حتي ميبايست همت و كار مضاعف نمود و بروز بيشتري در كار ما داشته باشد، چراكه «جهاد اقتصادي» ميداني بسيار وسيعتر را براي تلاش و برنامهريزي ميطلبد. در حوزههاي اقتصادي نيز به دليل تأثير مستقيمي كه بر حوزههاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي دارد، اگر ما بتوانيم به پيشرفت مد نظر برسيم، در حل بسياري از مشكلات عمومي كشور هم موفق خواهيم بود.
بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه مسايل جاري بيشتر حول مسايل اقتصادي همچون اشتغال، مسكن و ساير موارد مشابه است، كه اگر در سال جاري بتوانيم طبق رهنمود رهبر انقلاب حركت كنيم و موارد مورد نظر ايشان را در كشور محقق سازيم، نظام اقتصادي ايران الگويي موفق براي ساير كشورهاي جهان خواهد شد.
ارتباط كلمهي «جهاد» با «سال جهاد اقتصادي» چگونه است؟
واژهي «جهاد» چندين بعد دارد. يك بعد آن بعد ديني است كه وظيفهي هر ايراني وطن پرستي به شمار ميرود. بعد دوم كه بسيار نيز داراي اهميت است، مردمي بودن آن و سهم مردم در اين حركت ديني است.
شواهد نشان ميدهد نامگذاري رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادي را از يك موضوع دانشگاهي وارد فاز مردمي و به عنوان يك وظيفهي عمومي در بين آحاد مردم مطرح ميسازد. اين نكته بايد در انديشههاي اقتصادي صاحبنظران مورد توجه قرار گيرد كه حوزهي جهاد اقتصادي در واقع تقويت اقتصادي ريشههاي يك كشور اسلامي است. گذر از مرزهاي جغرافيايي و پايهگذاري اقتصاد مستحكمتر، كه بتواند موجب سربلندي انقلاب باشد، به نظر ميرسد رهبر معظم انقلاب، سال جاري را به دليل رضايت نداشتن از وضعيت كنوني و ساختارهاي معيوب كنوني به سال جهاد اقتصادي نامگذاري كردهاند.
گر چه اقتصاد ايران بدون شك داراي پتانسيلهاي بسيار زيادي بوده و رهبر نيز بارها به اين موضوع پرداختهاند، اما آنچه مهم است اينكه، ايشان از وضعيت كنوني رضايت كامل ندارند و خواستهاند تا تحولي در سال 90، صورت گيرد. بنابراين تحليل بنده از فرمايشات رهبري در نامگذاري سال 90 اين است كه ايشان در نام گذاري سال جاري به سه موضوع بيش از موارد ديگر اهتمام دارند و علاقهمند هستند تا به سه موضوع ذيل توجه بيشتري صورت گيرد.
1- تحريمها: تحريمهاي اقتصادي در سه دههي اخير همواره يكي از چالشهاي پيش روي اقتصادي- سياسي ايران بوده است. شايان ذكر است رهبر انقلاب همواره در سخنرانيهايشان به اين موضوع پرداخته و تأكيد دارند تا دولتمردان همچون گذشته راههاي مقابله با تحريمها را بيش از پيش اجرايي كنند.
2- اجراي مراحل بعدي قانون يارانهها: اجراي مراحل بعدي قانون هدفمندي يارانهها از ديگر موضوعاتي است كه رهبري معظم به آن به صورت جدي اهتمام دارند و تأكيد مينمايند تا اجراي مراحل بعدي اين قانون با دقت و بدون خطرات احتمالي آينده به پيش رود. دولت هم وظيفه دارد تا اجراي مراحل آيندهي قانون مذكور را با دقت بيشتري انجام داده تا اصلاحات جديد اقتصاد ايران با كمترين صدمات دنبال شود.
3- تدوين الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت: همانطور كه در سخنرانيهاي چند سال اخير رهبر معظم انقلاب بارها مشاهده شده، ايشان از گذشته تا كنون به طراحي و تدوين يك الگوي بومي-اسلامي تأكيد داشته و دارند. اين يك واقعيت است كه دولتهاي پس از انقلاب در سه دهدي اخير هنوز نتوانستهاند يك الگوي بومي-ايراني مستقل با مليت ايراني- اسلامي تدوين كنند و اين مسأله يكي از مطالبات اقتصادي رهبري است.
اميد است كارشناسان بيش از پيش در اين حوزه با جديت امور مذكور اهتمام ورزند و دغدغهي چند سالهي حضرت آيت الله خامنه اي را به واقعيت تبديل كنند.
شرط اصلي موفقيت شعارهاي مذكور چيست؟
حال سؤال اساسي اين است: شرط اصلي موفقيت اين شعار چيست؟ نقش مردم چيست؟الزامات سال جهاد اقتصادي چگونه بايد باشد؟
خوشبختانه اجراي موفق قانون هدفمندي يارانهها نشان داد كه شرط اصلي موفقيت در هر طرح اقتصادي، همراهي مردم است. مردم نشان دادند كه با هر طرح اقتصادي كه منجر به بهبود وضعيت اقتصادي شان گردد، همراهي خواهند كرد و آنان نشان دادند: با جهتگيريهاي عدالت خواهانهي دولتها موافقاند و حاضراند تا با طرحهاي اقتصادي دولتها اگر چه كمي هم داراي زحمت باشد، همراهي كنند.
اگرچه در شرايط كنوني ممكن است
سختيهايي را هم متحمل شوند.اعتماد به نفس سياستگذاران اقتصادي كشور با
اجراي اين قانون چندين برابر شده و مردم هم نشان دادند كه با اين نوع
طرحها كه كل نظام و نخبگان كشور بر اجراي آن توافق دارند، به خوبي همراه
خواهند شد. در سال جديد نيز همچون ساير سالهاي گذشته سخنان رهبر معظم
انقلاب پشتوانهي قاطعي براي همهي مسؤولين است كه بايد در اين سال،
برنامهها و جايگاه خودشان را تبيين و مشخص كنند. الزامات در اين رابطه
عبارتانداز:
- جهاد از كلماتي است كه در گفتمان ديني كشورمان معنا
پيدا ميكند. براي همين هم كار كردن براي مسايل اقتصادي، پيشرفت، آباداني و
عمران كشور با مسألهي مقدسي به اسم جهاد، تلفيق شده است.
2- بايد در اين راستا، موانع اقتصادي كشور را شناسايي كنيم. موانعي كه دست و پا گير هستند. معمولاً در نگاه نهادي برخي از مقررات و آييننامهها و مواد يا تفاسير قانوني كه امروزه در بدنهي اجرايي وجود دارد، به شكل مانع عمل ميكنند. ما به يك جهاد فراگير در تمامي عرصههاي اقتصادي جهت آسيبشناسي و مانعشناسي نياز داريم تا بتوانيم موانع را رفع كنيم. جهاد كردن به رفع موانع پيشرفت ما برميگردد؛ برخي از اين موانع داخلياند و بخشي از آن هم موانع خارجي هستند كه بايد در عرصهي اقتصاد بينالملل هم ببينيم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است.
3- جهاد اقتصادي نيازمند نقشهي راه است. دستگاههاي اجرايي كشور، دستگاههاي قانونگذار، نهادهاي قضايي، بخشهاي مردمي، بخشهاي غير انتفاعي و خصوصي كشور بايد با يك راهبردي كه از سوي دستگاههاي سياستگذار مشخص ميشود، يك آرايش جهادي به خود بگيرند. اين نقشهي راه همان «طرح تحول اقتصادي» است كه دولت محترم با اجراي مهمترين بخش آن، يعني هدفمندسازي يارانهها، آن را طراحي كرده است. البته، بستههاي مختلف براي همهي حوزهها از جمله صنعت، خدمات، حمل و نقل و كشاورزي آماده و در اين زمينه با مديران و تشكلها هماهنگي شده است. طرح هدفمند سازي يارانهها گستردهترين طرح اقتصادي است كه در كشور اجرا ميشود و تقريباً حوزههاي متعدد را تحت تأثير قرار ميدهد. اجراي كامل قانون هدفمندي يارانهها گام بلندي در مسير جهاد اقتصادي و ايجاد تحول در حوزهي اقتصاد خواهد بود.
تحقق تحول اقتصادي در كشور به چند محور نياز دارد كه در اين راستا اجراي قانون هدفمندي يارانهها تنها يكي از اين محورها محسوب ميشود. ايجاد تحول در حوزهي اقتصاد كشور كه از سالها قبل آغاز شده بود با اجراي قانون هدفمند سازي يارانهها سرعت بيشتري گرفته اما مسؤولان بايد به محورهاي ديگر ايجاد اين تحول نيز توجه داشته باشند. اصلاح قانون گمرك، اصلاح قانون تجارت، اصلاح نظام بانكي و پولي كشور از جمله محورهاي ايجاد تحول بنيادين در حوزه اقتصاد كشور است. در سال جهاد اقتصادي و در دههي 90 اميدواريم كه كشور در حوزهي اقتصاد شكوفا شود، البته اجراي كامل قانون هدفمندي يارانهها گام بلندي در مسير جهاد اقتصادي و ايجاد تحول در حوزهي اقتصاد كشور خواهد بود. اگر هدفمندسازي يارانهها به نحو احسن اجرايي شود، پس از اجراي كامل اين طرح مبالغ كلاني به بودجهي كشور اضافه خواهد شد كه اين مبالغ ميتواند باعث شكوفايي اقتصاد كشور گردد.*