تبليغاتX
mozhdehd.t
وزیر بازرگانی، فرمان مقام معظم رهبری برای جهاد اقتصادی را آماده‌باش برای خیز بزرگ اقتصادی دانست و گفت: تحقق جهاد اقتصادی، نیازمند برداشتن 12 گام موثر است تا زمینه پرواز و جهش بزرگ در اقتصاد ایران فراهم شود.

به گزارش واحد مرکزی خبر مهدی غضنفری افزود: با مبنا قرار دادن دستورات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، کشور در تمامی شاخص‌های اقتصاد کلان و اقتصاد خرد جامعه، نتایج چشمگیرتری را در مقایسه با گذشته کسب خواهد کرد و در مباحثی نظیر جمع درآمد سرانه، کاهش ضریب جینی و فاصله طبقاتی، بهبود رفاه اقتصادی و اجتماعی جایگاه برتری را به دست خواهد آورد.

وزیر بازرگانی افزود: در سایه جهاد اقتصادی، کشور می‌تواند در افزایش اشتغال و کاهش بیکاری موفقیت‌های گسترده‌تری را به دست آورد و در یک منحنی، مجموعه تلاشها منجر به حصول نتایج بهتری شود.

وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد آنچه که سبب شده مقام معظم رهبری، امسال را به نام سال جهاد اقتصادی بنامند، توفیقات حوزه اقتصادی و اجتماعی و نیز استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران در الگوسازی موفق، بوده است. این درحالی است که در سال گذشته، کشور موفقیت حائزاهمیتی را در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، افزایش اشتغال و بهبود وضعیت تامین مسکن از جمله مسکن مهر داشته است، ضمن اینکه در حوزه‌های تجارت، صادرات غیرنفتی و دور زدن تحریم‌های ظالمانه نیز توفیقات بسیاری نصیب کشور شده است.

به گفته غضنفری، نگاهی به حوزه‌های مختلف از جمله پژوهش، صنعت، کشاورزی، پزشکی، نظامی و هوافضا، نشانگر شکل‌گیری مجموعه‌ای از تحقیقات جدید است که نتایج درخشانی را به بار آورده است، در کنار تمامی این موارد، دولت خدمتگزار، مردمی فداکار، جوانانی فرهیخته و تحصیلکرده و دانشگاههایی پای کار، وجود دارد که به نظر می‌رسد زمینه برای پرواز و جهش بزرگ فراهم است.

وی تاکید کرد: دستور مقام معظم رهبری برای همگان به منزله تکلیف است تا با کنار هم قرار دادن تمامی اجزای مذکور، کلیت جدیدی ایجاد شود که همانا کلیت جدید اقتصاد اسلامی است که در کشور بوجود خواهد آمد و منجر به رفاه و آبادانی خواهد شد که پایه‌گذار تمدن جدید اسلامی است و موجب الگوبرداری سایر ملل خواهد شد، مللی که این روزها در منطقه، از دست حکومت‌های مستبد و وابسته خسته شده و به دنبال نجات، رهایی، آزادی و الگوی مناسبی می‌گردند.

وزیر بازرگانی در تشریح گام‎‌های عملی سرعت‌بخش تحقق جهاد اقتصادی خاطرنشان کرد: تجاری سازی تحقیقات صنعتی و نتایج موفق پژوهشهای علمی، توجه بیش از پیش به توسعه صادرات غیرنفتی و اجرای طرح آمایش تجاری، سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه‌های مختلف اقتصادی با بکارگیری موثرتر توان تمامی بانکهای تجاری کشور و فعال کردن صندوق توسعه ملی و استفاده از منابع آن برای سرمایه‌گذاری بیشتر از جمله این گام‌ها هستند.

به گفته این عضو کابینه دهم، تمرکز بیش از پیش به جذب سرمایه‌گذاران خارجی به ویژه ایرانیان مقیم خارج کشور، تکمیل اجرای اصل 44 قانون اساسی و توسعه بیشتر حضور بخش خصوصی در فعالیتهای تولیدی، اقتصادی و تجاری و نیز خروج دستگاه‎های دولتی از حوزه کار تصدی‌گری راهکارهایی است که می‌تواند ما را به موفقیت در جهاد اقتصادی برساند.

وی، بهبود بیش از گذشته فضای کسب و کار و ایجاد فضای رقابتی و برندهای تولیدی و تجاری برای حضور گسترده‌تر در بازارهای هدف را از جمله کاتالیزورهای جهاد اقتصادی دانست و تاکید کرد: توجه بیش از پیش به بهبود بهره‌وری در حوزه‌های اقتصادی نیز باید مدنظر قرار گیرد.

غضنفری ادامه داد: قاعدتا این امر مهم نیازمند هماهنگی‌های بیشتر در سطح دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی قوا برای حذف گلوگاههای همکاری در سطح ملی است. در این میان به نظر می‌رسد نامگذاری سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادی دستوری برای تمامی قوا است تا در تلاشی گسترده‌تر، به سرعت گرفتن طرحهای اقتصادی و سرمایه‌گذاری همت گمارند.

وی اظهار داشت: بهرحال کشور و دولت‌ دهم در خلال دهه سوم انقلاب اسلامی که دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته، قرار دارد و توانسته قواعد حکمرانی خوب و شایسته را به تدریج کسب کرده و هم اکنون دولت دهم، در نقطه ای از شناخت، آگاهی و توانمندی در اجرای طرحهای اقتصادی و اجتماعی قرار گیرد.

وزیر بازرگانی گفت: فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، در واقع ضمن تائید این توانمندی، فرمان پرواز به اوج و فراز بیشتر را دارد و با اجرای دستورات ایشان در مورد جهاد اقتصادی، این اطمینان به وجود آمده است که زودتر از آنچه که پیش‌بینی شده، ایران به اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله نظام دست یابد و گامهای فراتری برداشته شود.

وی اظهار داشت: دستیابی به این اهداف، با اطاعت از دستورات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و همراهی و همدلی مسئولان، سران قوا و بخش خصوصی دست‌یافتنی است و البته حمایت همه جانبه و هوشمندانه مردم را نیز طلب می‌کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  | 

كسب رتبه اول در علم واقتصاد
------------------------------------
من مكرر گفتم، الان هم دارم به شما جوان‌هاي عزيز مي‌گويم؛ سند چشم‌انداز يك انشاي مدرسه‌اي نبوده كه كسي بنشيند بنويسد؛ يك آرزوي محض و آرزوي خام هم نبوده؛ اينها چيزهايي است كه با ملاحظه و محاسبه همه جهات روي كاغذ آمده و معنايش اين است كه اين شدني است. اين‌كه ما گفتيم در ظرف بيست سال بايد رتبه بالا را در منطقه، در علم و در اقتصاد داشته باشيم، با محاسبه همه جوانب قضيه نوشته و تنظيم شده؛ و اين شدني است. (03/07/ 1384)

پيشرفت و رشد علمي و اقتصادي
----------------------------------------
گرچه اسلام نهضت و حركت معنوي و اخلاقي بود و هدف اعلاي اسلام عبارت است از ساخت انسان متكامل و منطبق با طراز اسلامي، لكن بدون شك پيشرفت علم و پيشرفت و اعتلاي اقتصادي جزو هدف‌هاي اسلامي است؛ لذا شما ملاحظه مي‌كنيد كه در تمدن اسلامي، اسلام در يكي از فقيرترين و عقب‌مانده‌ترين نقاط دنيا ظهور كرد؛ اما هنوز پنجاه سال از عمر آن نگذشته بود كه بيش از پنجاه درصد از دنياي متمدن آن روز در زير پرچم اسلام قرار گرفت و هنوز بيش از دو قرن از عمر اين تمدن نگذشته بود كه دنياي بزرگ اسلامي در آن روز، قله تمدن بشري از لحاظ علم و انواع دانش و پيشرفت‌هاي مدني و اقتصادي شد؛ اين نبود مگر به بركت تعاليم اسلام. اسلام به ما نمي‌گويد كه ما معنويت را ملاحظه كنيم، اما از متن زندگي جامعه انساني غافل بمانيم. ما بايد براي استقلال امت اسلامي و براي عزت آن، همه تدابير لازم را به‌كار ببريم، كه يكي از مهم‌ترين آنها، مسئله اقتصاد است. بنابراين، تلاش براي رشد و توسعه و اعتلاي جنبه اقتصادي دنياي اسلام، از كارهايي است كه بلاشك جزو هدف‌هاي اسلامي است. (25/06/ 1383)

گشايش امور اقتصادي و زدودن فقر و فساد
-------------------------------------------------
اينك كه بحمدالله اين فرصت تازه و فضاي پرنشاط در كشور پديد آمده، جاي آن است كه لحظه لحظه وقت مسئولان و نخبگان و امناء ملت، به خدمت و تلاش مخلصانه سپري شود و عزم و همت همگان، به سوي بسط عدالت و ارتقاء معرفت و معنويت و گشايش امر اقتصاد و معيشت عمومي، معطوف گردد و فقر و فساد و تبعيض كه محصول حاكميت جهل و ظلم و خودكامگي طواغيت در روزگاري بس طولاني است، از صفحه زندگي ملت ايران زوده شود. (11/05/ 1380)

تكيه بر اقتصاد منهاي نفت
-------------------------------
بنده از چند سال قبل ـ دو، سه سال قبل ـ شعار تكيه بر "اقتصاد منهاي نفت " را با مسئولين كشور در ميان گذاشتم؛ آنها هم انصافا استقبال كردند. البته كار آساني نيست. اين كار در طول يك سال و دو سال و پنج سال، انجام نمي‌گيرد؛ بايد به مرور و بتدريج انجام گيرد، كه ما براي اداره امور كشور، براي كارهاي گوناگون كشور، براي واردات و خدمات كشور، براي آموزش و پرورش و بودجه جاري كشور، مجبور نباشيم نفت را كه ذخيره ماست، بفروشيم و گندم، يا شير خشك وارد كنيم! اين غلط است.
چند سال است كه اين مطلب [اقتصاد منهاي نفت] را به مسئولين گفته‌ايم؛ مسئولين هم ـ چه در دولت قبل، و چه در دولت فعلي ـ جدا اين قضيه را دنبال كردند و مي‌كنند كه شايد بتوانند؛ اما كار دشوار است. اين خشت كجي است كه در زمان رژيم پهلوي گذاشته شده است. آن جواناني كه نمي‌دانند رژيم گذشته با اين كشور چه كرده است، بدانند يكي از دهها كار خيانت‌آميزي كه كردند، اين است! اقتصاد اين كشور را متكي به نفت كردند كه به آساني هم نمي‌شود آن را تغيير داد و دگرگون كرد! اين ملت اگر بتواند، بايد با صادرات گوناگون ـ صادرات ميوه، صادرات معادن گوناگوني كه در اين كشور هست، توليدات صنعتي، كشاورزي و خدمات ـ اين كشور را اداره كند. (01/01/ 1377)

آينده نگري در باره اقتصاد وابسته به نفت
-----------------------------------------------
اگر يك روز نفت منطقه خاورميانه تمام شود ـ كه ممكن هم هست چنان روزي پيش آيد ـ دولت‌ها بايد به فكر باشند. اين‌كه ما اين قدر روي اقتصاد بدون نفت تكيه مي‌كنيم و اصرار داريم كه هر چه ممكن است، درآمد كشور را از نفت به درآمدهاي ديگر ببريم، به همين خاطر است. امروز بعضي از كشورها ـ از جمله خود امريكا ـ نفت خودشان را استخراج نمي‌كنند؛ نفت وارد مي‌كنند، چون به اين قيمتي كه نفت را مي‌خرند، يعني در واقع مفت! نفت صادركنندگان اين منطقه، با استخراج هر چه بيشتر و فروختن هر چه بيشتر به اين ثمن بخس، بعد از گذشت چند سال تمام مي‌شود؛ ولي چاه‌هاي آنها هنوز نفت خواهد داشت. البته چاه‌هاي نفت امريكا، به بركت وفور چاه‌هاي نفت ما نيست ـ چاه‌هاي متوسطي است ـ ولي به‌هرحال نفت هست. (28/10/ 1375)

جهاد در راه اقتصاد بدون نفت
------------------------------------
آرزوي واقعي من ـ كه البته ممكن است به اين زودي‌ها قابل تحقق نباشد ـ اين است كه ما در چاه‌هاي نفت را ببنديم و اقتصاد خود را براساس كالاها و محصولات غير نفتي بنياد نهيم. يعني فرض كنيم اين كشور، كالايي به نام نفت ندارد. البته اين كار ممكن است در اين سال‌ها و به اين زوديها عملي نباشد. زيرا دشمنان ايران در دوران رژيم وابسته و فاسد پهلوي، بيش از حد تصور خرابكاري كرده‌اند و چنان ملت و كشور ما را به نفت وابسته نموده‌اند كه نشود به اين آساني چنين كاري را كرد. اما روزي بايد اين كار بشود و آن روز، روزي است كه ملت ايران بدون اين‌كه سرمايه‌هاي خود را مفت و مجاني به دست كساني بدهد كه با كمال خباثت از ثروت ملي كشورها استفاده مي‌كنند، با تكيه بر امكانات ذاتي، روي پاي خودش بايستد. (13/02/ 1373)

حركت به سمت رفع محروميت
------------------------------------
طبق آيه قرآن‌كه فرمود: "و نريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين "، انسان مي‌فهمد جهت حركت كلي اديان الهي، به‌سمت رفع استضعاف و محروميت است. اين است كه اسلام و پرچم دين را، از پرچم‌هاي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و ايدئولوژي‌ها و مكاتب گوناگون، به كلي متمايز مي‌كند: سعي براي طبقه محروم. امروز در دنياي سرمايه‌داري و كشورهايي كه زير سلطه استكبار جهاني است، حركت به‌سمت رشد پولداران و سرمايه‌داران است؛ و آنچه به فكر آن نيستند، طبقات محروم است. اگر يك‌وقت كمكي هم به محرومين بشود، براي اين است كه بتوانند از آنها به نفع پولداران و سرمايه‌داران استفاده كنند. مبناي اقتصاد امروز دنياي سرمايه‌داري و استكبار، بر اين است. در طول زمان هم، هميشه سلاطين و قدرتمندان و مستكبران، بر همين روال حركت كرده‌اند. اما اسلام اين را نمي‌گويد. اسلام مي‌خواهد محروميت از روي زمين و بخصوص در جوامع اسلامي، برداشته شود. آن‌جا كه دين خدا حاكم است، بايد محروميت نباشد. انسان‌ها بايد از مواهب الهي برخوردار شوند، تا بتوانند در يك محيط مناسب و مساعد، خود را به كمال برسانند. عدل در جامعه بايد مستقر شود. اين، شعار اسلام است و شعاري است كه دنبال آن، عمل است و شعاري است كه براي توده‌هاي مظلوم و محروم عالم، داراي جاذبه است. (15/07/ 1371)

استقلال كامل اقتصادي
------------------------------
بايد اين ملت بتدريج، با ابتكار و تلاش خود و با قوت مديريتي كه بر آن اعمال مي‌شود و نيز با وحدتي كه همه مردم در جهت آزادي و استقلال دارند و همچنين با آشنايي آنها به توطئه و ترفندهاي تبليغاتي دشمن، به طرف آزادي و استقلال كامل اقتصادي برود. البته، مقدمه اين استقلال اقتصادي، استقلال سياسي است. كشورهايي كه از لحاظ سياسي وابسته هستند، قادر نخواهند بود و اصلا انگيزه ندارند كه آزادي و استقلال اقتصادي را به دست آوردند. بحمدالله در مملكت ما، استقلال و آزادي سياسي وجود دارد كه دنباله آن، استقلال اقتصادي و بالاتر از همه استقلال فرهنگي است؛ آن هم فرهنگ مستقل با طرد نشانه‌هاي فرهنگ منحط و فاسد غربي از جامعه. (01/09/ 1368)

بهترشدن و مبارزه با پاره ابرهاي فتنه از لحاظ اقتصادي و...
-------------------------------------------------------------------
به بركت هدايت امام و رهبر عظيم‌الشأن‌مان، از گذرگاه‌هاي بسيار خطرناكي گذشتيم. با قوت و قدرت، راه را ادامه مي‌دهيم و كشور را مي‌سازيم و قدرتمان را از لحاظ اقتصادي و نظامي و سياسي و توانايي عظيم فرهنگي اضافه مي‌كنيم و روزبه‌روز در جامعه پيشرفت خواهيم كرد. ما مسلمانيم، قرآن در دست ماست و دل‌هاي ما به اسلام و قرآن وابسته است. قرآن فرموده است: "كنتم خير امة اخرجت للناس ". بايد بهترين باشيم. بايد پيش برويم و خواهيم رفت. شب‌هاي تاريك و ظلماني را گذرانده‌‌ايم، باز هم پاره‌هاي ابر فتنه را در هر زماني با تمسك به خداوند و قرآن، از سر خواهيم گذراند. (28/07/ 1368)

لزوم بالا رفتن توليد ملي
------------------------------
ما بايد توليد ملي را افزايش بدهيم، تقويت كنيم؛ عادت كنيم به مصرف توليدات داخلي؛ عادت كنيم به بالا بردن كيفيت توليدات داخلي، كه البته در اين مورد مسئولين دولتي و همچنين قانون‌گذاران وظائف سنگيني دارند من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتي‌ها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد مي‌كنم. من نمي‌گويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته مسئولين محترم دولتي به من گفتند كه قوانيني كه مجلس تصويب كرده، به ما اجازه نمي‌دهد جلوي واردات را بگيريم؛ من خواهش مي‌كنم اين قضيه را حل كنند. اگر واقعاً قانوني وجود دارد كه دولت را ممنوع مي‌كند از جلوگيري از واردات، اين قانون را اصلاح كنند؛ جوري باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملي بالا برود. (27/5/ 1389)

اهميت كارآفريني در موقعيت امروز
----------------------------------------
به دو دليل كار و طبعاً كارآفريني اهميت بيشتري دارد. دليل اولش اين است كه ما در يك برهه‌اي هستيم كه آماده جهشيم؛ ما امروز آماده جهش در پيشرفتيم. مسئله ما امروز فقط مسئله حركت به جلو نيست. شرايط كشور به گونه‌اي شده كه اين ملت مي‌تواند يك حركت عظيم، يك جهش در پيشرفت براي خودش به وجود بياورد. چرا؟ اولاً زيرساخت‌هاي زيادي آماده شده؛ علم در كشور بالا رفته؛ مديريت‌هاي قوي به وجود آمده است. يكي از مشكلات ما در گذشته‌ها، نبودن مديريت‌هاي قوي و سالم در كشورمان بوده. امروز ما تجربه يك مديريت انقلابي قوي سي ساله داريم. پس اين يك زيرساخت است زمينه‌هاي كار فراهم شده است؛ اميد به پيشرفت زياد شده است. وقتي مي‌آيند مي‌گويند ما دارويي را در كشور ساختيم كه همه دنيا به آن احتياج دارند، همه دنيا هم به آن مبتلا هستند، هيچ كدام از مراكز علمي دنيا هم هنوز آن دارو را نتوانستند بسازند، ما توانستيم بسازيم، اين خب، اميد مي‌دهد به جوان ما. وقتي كه ملت مشاهده مي‌كند كه ما بدون اينكه يك كشور پشتيباني داشته باشيم، توانسته‌ايم از درون خودمان دانش هسته‌اي را رشد بدهيم، فوران بدهيم، به پيشرفت برسانيم، خب جوان اميدوار مي‌شود.
دليل دومِ ما كه امروز كار برامان مهم است، كارآفريني مهم است، اين است كه ما امروز در مقابل يك فشار جهاني قرار داريم. دشمني وجود دارد در دنيا كه مي‌خواهد با فشار اقتصادي و با تحريم و با اين كارهايي كه شماها مي‌دانيد، سلطه اهريمني خودش را برگرداند به اين كشور. هدف اين است...مسئله، مسئله فشار است، مي‌خواهند يك ملت را به زانو در بياورند؛ مي‌خواهند انقلاب را زمين بزنند. يكي از كارهاي مهم همين تحريم اقتصادي است. مي‌گويند ما طرفمان ملت ايران نيست! دروغ مي‌گويند؛ اصلاً طرف، ملت ايران است. تحريم براي اين است كه ملت ايران به ستوه بيايد، بگويد آقا ما به خاطر دولت جمهوري اسلامي داريم زير فشار تحريم قرار مي‌گيريم؛ رابطه ملت با نظام جمهوري اسلامي قطع بشود. هدف اصلاً اين است. البته ملت ما را نمي‌شناسند؛ مثل همه موارد ديگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. ... اين ملت راه را پيدا كرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمي‌فهمند چه كار بايد بكنند و چه كار دارند مي‌كنند. خب، اما فشار مي‌آورند؛ فشار اقتصادي از راه تحريم‌ها. (16/6/ 1389)

هدف كلان ملت و مسئولان، پيشرفت و عدالت
-----------------------------------------------------
در اين مرحله، هدف كلان ملت عزيز ما و مسئولان بايد پيشرفت و عدالت باشد. "پيشرفت " و "عدالت " دو خواسته‌اي است كه انسان‌ها به آن نيازمندند. پيشرفت، يعني از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنيا براي يك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم يعني ميان انسان‌ها تبعيض وجود نداشته باشد، بي‌عدالتي نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‌هاي اساسي و اصلي و ديرين بشريت است، كه تا تاريخ بشر وجود داشته است، اين دو خواسته، خواسته اصلي انسان‌ها بوده است: پيشرفت و عدالت. اين شعارها را مي‌شود داد؛ مهم اين است كه كي مي‌شود به اين شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهوري اسلامي، اين دهه چهارم را هنگام مناسب براي عمل در جهت رسيدن به اين دو شعار يافتيم. پيشرفت را مي‌شود به معناي حقيقي كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدي كه در جامعه ما هست، با آگاهي و بصيرتي كه مردم ما بحمداللَّه پيدا كرده‌اند، موانع را شناخته‌اند، اهداف را تشخيص داده‌اند، دوست و دشمن را امروز جوان‌هاي ما تشخيص مي‌دهند، اگر مسئولي در پي عدالت باشد، مي‌تواند در جامعه ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته اين كارِ كوتاه‌مدت نيست، كارِ بلندمدت است. بنابراين اين دهه را، دهه پيشرفت و عدالت در نظر ميگيريم. هر اقدامي كه مي‌شود، هر برنامه‌ريزي‌اي كه مي‌شود، بايد اين دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پيشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد. (1/1/ 1389)

جهاد و مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي
------------------------------------------------
و از همه مهم‌تر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه با فقر، در مبارزه با فساد، در مبارزه با بي‌عدالتي. اينها چيزهايي است كه ما در پيش روي خودمان داريم. ملت، دولت و مسئولان بايد تلاش كنند. (1/1/ 1389)

جهاد اقتصادي؛ رفع نياز‌هاي مردم
---------------------------------------
كمك به رفع اين نيازها[ي مردم]، جزو جهاد اقتصادي است؛ جزو كار بزرگ است. امروز ما با مديران و مسئولان بخش‌هاي مختلف، در زمينه محيط زيست، هواي آلوده، مشكلات گوناگون، درباره اين مردم، همين طور گفتگوهايي داشتيم. ان‌شاءاللَّه بايد اين مسائل را دنبال كنند. بايد مشكلات مردم حل شود. اينها همه اجزايي است از مجموعه يك جهاد عظيم و همه‌جانبه اقتصادي. با همكاري، همدلي، احساس برادري، احساس عمل للَّه و كار براي خدا، اين ملت مي‌تواند جايگاه شايسته خود را پيدا كند. (8/1/ 1390)

فوريت و اولويت مسئله اقتصادي
--------------------------------------
به نظر صاحبنظران، امروز در اين برهه از زمان، مسئله اقتصادي از همه مسائل كشور فوريت و اولويت بيشتري دارد. اگر كشور عزيز ما بتواند در زمينه مسائل اقتصادي، يك حركت جهادگونه‌اي انجام بدهد، اين گام بلندي را كه برداشته است، با گام‌هاي بلند بعدي همراه كند، بلاشك براي كشور و پيشرفت كشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادي خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامي را در زمينه حل مشكلات اقتصادي به همه دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملت‌ها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه اسلام و با تعاليم اسلام چگونه مي‌تواند پيشرفت كند. (1/1/ 1390)

رونق‌بخشي به زندگي مردم
----------------------------------
هر چه بتوانيد مظاهر زندگي مادي را در جهت خدا قرار دهيد، سود كرده‌ايد و بهره برده‌ايد. و اين معناي آخرت است. تجارت هم، اگر براي رونق دادن به زندگي مردم باشد و نه اندوختن سرمايه براي خود، عين آخرت مي‌شود. همه كارهاي ديگر دنيا، از همين قبيل است. (13/12/ 1372)

تلاش براي طراحي برنامه‌هاي اقتصاد واقعي
----------------------------------------------------
تورمهاي جهاني روي تورم كشور ما اثر مي‌گذارد؛ اما سياست‌هايي كه امروز در زمينه‌هاي اقتصادي وجود دارد، سياست‌هاي حقيقي است؛ يعني آنچه كه به‌عنوان درآمد ملي مطرح مي‌شود و براي آن تلاش مي‌گردد و برنامه‌هاي اقتصادي‌يي كه امروز دارد طراحي مي‌شود، برنامه‌هايي است كه به معناي واقعي كلمه مي‌تواند جيب كشور را پر كند؛ چيز صوري و ظاهري نيست. در گذشته، صنعتي هم كه مي‌آوردند، صنعت دروغيني بود؛ صنعت بود، اما آن صنعتي نبود كه كشور را بي‌نياز بكند. جاهاي گوناگوني از تسلسل صنعتي ـ آن زنجيره لازمي كه در يك كشور هست؛ از معدن و از مواد اوليه، تا محصول مورد استفاده در داخل خانه‌هاي مردم ـ منقطع بود؛ عمدا منقطع نگه مي‌داشتند؛ براي اين‌كه هميشه به خارج احتياج داشته باشند؛ اما امروز اين‌طوري نيست؛ امروز دارند جدي كار مي‌كنند. (30/11/ 1370)

استقلال در توليد صنعتي
------------------------------
ما بايد از لحاظ اقتصادي هم خودمان را به‌طور كامل از زير نفوذ قدرت‌ها خارج كنيم. يعني ملت ما بايد بتواند بنابر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعي را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكانات موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براي اين كار مشكلاتي داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاي خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونه‌يي بنا شده بود كه به همان قدرت‌ها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاي خود دارد، حتي كشاورزي ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرت‌هاي حاكم و رژيم منحط پهلوي و قبليها، كاري كردند كه كشاورزي ما با پيشرفت‌هاي علمي دنيا ناآشنا باشد. (01/09/ 1368)

رشد هشت درصدي در برنامه پنجم
-----------------------------------------
آنچه كه در اين زمينه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به ميزان تعيين شده در برنامه پنجم است كه اعلام شده است؛ يعني حداقل رشد هشت درصدي. در اين رشد، سهم بيشتر مربوط به بهره‌وري است؛ يعني ما بتوانيم از امكانات كشور به شكل بهتري استفاده كنيم. (1/1/ 1390)

منبع : كتاب "جهاد اقتصادي از منظر مقام معظم رهبري "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  | 

نامگذاری سال 1390 به «سال جهاد اقتصادی» از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، نماد نیاز و جهت گیری کلان کشور در مقطع کنونی از نگاه ایشان است.

اگر قرار است دهه آینده برای ما «دهه پیشرفت وعدالت» باشد، به عنوان مقدمه واجب چاره ای جز بازنگری در اقتصاد کشور و بازسازی آن بر اساس معنویت و آموزه های دینی نیست؛ چرا که کشور عقب مانده یا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعیض، هیچگاه نمی تواند الگوی مقبولی برای جهان امروز ارائه نماید.

برای همین است که چنین دهه ای را با «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و اینک «جهاداقتصادی» شروع کرده ایم. اما بکارگیری واژه مقدس «جهاد» برای فعالیتها و اهداف «اقتصادی» آموزه هایی در بر داردکه اکنون از میان آنها فقط پنج نکته زیر مورد توجه استک

1- «جهاداقتصادی» تعبیر جدیدی نیست و ریشه در قرآن و سنت دارد. آموزه های دینی سرشار از آیات و روایاتی است که نشان می دهد تلاش ایثارگرانه، همراه با انگیزه های الهی، به گونه ای که موجب استقلال اقتصادی و استغنای کشور از بیگانگان گردد، نوعی جهاد در راه خدا محسوب می شود.

در اینباره تنها اشاره به یک نکته لطیف در آیه بیستم سوره مزمل کافی است؛ خداوند متعال در این آیه شریفه «تلاش براى زندگى را در کنار جهاد فى سبیل الله قرار داده، و این نشان مى دهد که اسلام براى این موضوع اهمیت زیادى قائل است، چرا چنین نباشد در حالى که یک ملت فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد یافت و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است» (تفسیر نمونه ،ج 25 ،ص 200).

رسول خدا (ص) با استناد به همین آیه فرمود: «هیچ کاسبى نیست که طعامى را از جایى به سوى شهرى از شهرهاى مسلمین وارد کند و آن کالا را به نرخ روز در آن شهر به فروش برساند مگر آنکه نزد خدا منزلت شهید را دارد». (تفسیرالمیزان، ذیل آیه شریفه) این نکته در تلاشهای اقتصادی شخصی و خانوادگی نیز صدق می کند؛ چنانکه امام موسی‌بن‌جعفر (ع) می‌فرماید: «کسی که در جستجوی روزی حلال است تا خود و خانواده‌اش را تأمین کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

2- «جهاداقتصادی» عامل استقلال و عزت جامعه اسلامی است؛ همانگونه که جهاد نظامی چنین است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسیله است نه هدف، اما وسیله ای است گریزناپذیر و اهداف دینی و معنوی هم بدون آن تحقق یافتنی نیست.

یکی از اصول اساسی در نظام فکری و سیاسی اسلام آن است که هیچ چیز و از جمله نیازهای اقتصادی، نباید موجب سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی گردد. به همین دلیل است که قرآن کریم استقلال اقتصادی را «جمال» جامعه اسلامی می‌نامد (سوره نحل، آیه 6)؛ همانگونه که جهاد نظامی را باید «جلال» جامعه دانست.

جهاد اقتصادی «گویای این حقیقت است که چنین جامعه‌ای خودکفاست، فقیر، مستمند و وابسته به این و آن نیست، خودش تولید می‌کند و آنچه را خود دارد، مصرف می‌نماید. این در واقع جمال استغناء و خودکفایی جامعه است. جمال، تولید و تأمین فرآورده‌های مورد نیاز یک ملت است و به تعبیر گویاتر جمال، استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است.» (تفسیر نمونه ، ج11، ص159در تفسیر آیه شریفه).

3- «جهاداقتصادی» هم واجد جنبه های اثباتی مثل پیشرفت علم و فناوری و تولیدات بیشتر و برتر است و هم واجد جنبه های سلبی که کاهش وابستگی به واردات و کنترل مصرف کالاهای خارجی از جمله آنها است.

نهادینه کردن فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی که در جای خود منوط به تجدید‌ نظر در کیفیت کالاهای ساخت داخل است و کاهش واردات کالاهای خارجی همان نکتة مهمی است که باید در برنامه جهاد اقتصادی در نظر گرفته شود تا مبادا نظام و جامعه اسلامی به بیگانگان نیازمند و وابسته شود زیرا از دست دادن استقلال اقتصادی، دیر یا زود، استقلال و عزت سیاسی و فرهنگی را هم تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.

از این رو طبق فتوای فقها «اگر در روابط تجاری با اجانب خوف آن است که به بازار مسلمین صدمه اقتصادی وارد شود و موجب اسارت تجاری و اقتصادی شود، قطع اینگونه روابط واجب است و این نحو تجارت حرام است.» ( تحریر الوسیله، ج1، ص446 م 6). این گونه احکام شرعی، بر مبنای قاعده مشهور و مسلّم فقهی، «قاعده نفی سَبیل»، است که از آیه141 سوره نساء گرفته شده و حکومت آن برتمام احکام (چه معاملات، چه عبادات و چه سیاسات) مورد تردید نیست.

بنابر مفاد این قاعده باید گفت اقتصاد نباید به گونه‌ای باشد که جامعه اسلامی را به تولیدات بیگانگان وابسته و نیازمند نماید و استقلال اقتصادی (و در نتیجه سیاسی) آنان را مخدوش سازد و لذا به فتوای امام خمینی (همان، ج1، ص445، م 4): «اگر در اثر اینگونه روابط این نگرانی به‌وجود آید که بیگانگان بر جامعه اسلامی سلطه سیاسی و اقتصادی پیدا کنند و در نتیجه آنان را به اسارت سیاسی اقتصادی ببرند و سبب وهن و ضعف آنان گردند، واجب است به طرق مشابه و مقاومت منفی در برابر آن بایستند. برای مثال کالاهای ساخت آنان را نخرند و مورد استفاده قرار ندهند و به‌ طور کلی از ارتباط و معامله با آنان خودداری کنند.»

4- «جهاداقتصادی» نیازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنها است؛ هم منابع مادی و هم منابع انسانی. وانهادن منابع طبیعی و سوء‌مدیریت مصداق‌های مهم کفران نعمت است که مانع تحقق شعار امسال می شوند.

قرآن کریم پس از اشاره به نعمت‌هایی که در زمین قرار داده شده، یادآوری می‌کند: «او کسی است که عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسایل آن را در اختیار شما قرار داد.» (سوره هود آیه 61).

قرآن نمی‌گوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه می‌گوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد؛ یعنی امکانات از هر نظر آماده است، اما شما باید با کار و کوشش آن را آباد سازید. در ضمن، این حقیقت نیز از آیه شریفه استناد می‌شود که برای عمران و آبادی باید به یک ملت فرصت داد و کارهای آن‌ها را به دست خودشان سپرد (تفسیر نمونه، ج 9، ‌ص 151).

کشور ما که به لطف خدا برخوردار از منابع کم نظیر و ذخایر عظیم طبیعی است، اما طبق آموزه های دینی، فقط آب و خاک برای دستیابی به خوداتکایی کافی است؛ امیرمؤمنان (ع) می‌فرمود: «هرکس آب و زمینی داشته باشد و (بازهم) فقیر باشد، از رحمت خدا دور می‌گردد.»

نیاز به تاکید ندارد که همه اینها در گرو بکارگیری مدیران کارآمد و متعهد است. از دیدگاه الهی، مناصب و پست‌های اجتماعی «امانت» است و به ما دستور داده‌اند این امانت‌ها را به آنان که اهل و شایسته‌اند، بسپاریم (سوره نساء آیه 58).

شایستگی تنها به تدین و حتی تخصص نیست. کارآمدی هم لازم است و بلکه کمتر از تعهد و دانش نیست؛ شرطی که امام خمینی (ره) در مباحث مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه نام آن را «کفایت» نهاده‌اند. ایشان معتقدند، انسان متعهد و متخصصی که قدرت اجرایی کردن طرح‌های خود یا الزامات قانونی را نداشته باشد، فاقد کفایت لازم برای تصدی مناصب نظام اسلامی است. این واقعیت ناب برگرفته از تعالیم روشن اسلام است.

پیامبر خدا فرمود: «هرکس از میان گروهی یکی را به کار بگمارد؛ در حالی که در میان آن گروه بهتر از او (که بیشتر) مورد پسند خداست وجود دارد، به تحقیق نسبت به خدا، پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است.» در حدیثی دیگر که بسیار تأمل برانگیز است، امام ششم (ع) فرموده‌اند: «از نظر من فرق نمی‌کند کار را به خائن واگذار کنم یا به ناشی و ناوارد»!!

اکنون باید افزود که مدیریت در همه بخش های حکومت سرنوشت ساز است ولی در بخش های اقتصادی مهم تر. برای همین است که یوسف (ع) از میان تمام پُست ها انگشت روى خزانه دارى گذاشت!

5- «جهاد اقتصادی»، علاوه بر این، الزامات و پیش نیازهای دیگری هم دارد که وحدت و انسجام ملی از مهمترین آنها است. لشکر متفرق و پراکنده هیچگاه قادر به جهادی موفق نیست؛ هر چند از ظرفیت فراوان و استعدادهای بزرگی هم برخوردار باشد. خداوند، خود در قرآن اعلام فرموده است که جهادی را دوست دارد که همه در یک «صف» و مانند «بنیان مرصوص» باشند (سوره صف،آیه4).

اینجا است که جهاد اخلاقی نیز ضرورت پیدا می کند، دست برداشتن از خود محوری و خودبینی و به طور کلی از «خود» گذشتن و تحمل و مدارا، مقدمه رسیدن به مقصد بزرگی است که انتخاب کرده ایم. «ایثار» در «جهاد» عنصری است که نمی تواند نادیده گرفته شود و این با غرور و خودخواهی قابل جمع نیست. اختلاف نظر گر چه طبیعی است؛ اما تا جایی مفید است که به اختلاف عمل نینجامد و هر کس به راهی نرود که خود می خواهد و می پسندد.

کوبیدن بر طبل کدورت میان جبهه خودی ها، دشمن را امیدوار و دوستان را نگران و خدای ناکرده سست می سازد؛ خصوصاً اگر از سوی افراد شاخص باشد. برای همین است که رهبر معظم انقلاب از روز اول سال بر این نکته تاکید کرده و بویژه سران قوا را از کشاندن گلایه ها و اختلافات به رسانه ها و صحنه جامعه نهی فرمودند. اکنون حجت شرعی و عقلی بر همگان تمام است و میزان التزام هر کس در عمل، و نه سخن، مشاهده خواهد شد.در جهاد اطاعت از فرمانِ فرمانده، واجب عقلی و شرعی است؛ حتی اگر کسی فکر کند به گونه ای دیگر هم می توان به مقصد رسید .

در منطق جهاد؛ آنکه بدون اذن فرمانده به قلب دشمن می تازد و به خیال خود تهور و بی باکی نشان می دهد، به همان اندازه مذموم و محکوم است که کسی به هنگام دستور حرکت، بر جا بایستد و اقدام نکند.

امسال بیش از همیشه نیازمند یادآوری این موعظه قرآنی (سوره انفال،آیه46) به یکدیگریم که: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چون با دشمن‏ رویارو شدید پایدارى کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید. از خدا و رسولش اطاعت کنید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین برود، و صبر پیشه کنید که خدا با صابران است.»


برچسب‌ها: خبر گزاری مهر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  | 

هرچند كه به نظر مي رسد، استقلال سياسي نقش تعيين كننده اي در استقلال جامعه و ملتي دارد، ولي نمي توان از نقش تعيين كننده استقلال اقتصادي در كنار استقلال فرهنگي و استقلال نظامي و مانند آن غافل ماند.
استقلال اقتصادي به سبب اين كه پاسخ گوي نيازهاي ابتدايي بشر است، همواره مورد توجه و تاكيد بوده است؛ زيرا انسان نخستين نيازي كه در زندگي مادي و دنيوي دارد، تغذيه شامل آب و خوراكي و مانند آن است. پس از فراهم آمدن اين مهم در انديشه امنيت و آرامش بر مي آيد و در مراحل بعدي به سراغ عشق و محبت يعني ديگران مي رود تا پاسخ گوي وي در اين حوزه از نيازها باشد. اين گونه است كه نقش اقتصاد در زندگي مادي و دنيوي بشر برجسته مي شود.
البته هر انساني براي خود فلسفه زندگي دارد و سبك زندگي را نيز براي خود تعريف مي كند. اين فلسفه زندگي، زماني شكل مي گيرد كه انسان، به نوعي كمال رسيده باشد. در اين زمان است كه نوعي تقدم براي چيزهاي ديگر قايل مي شود. اما بيشتر مردم همچنان دغدغه اقتصاد يعني آسايش و آرامش مادي دارند و اين اقتصاد جايگاه ارزشي و تقدمي خود را در فلسفه و سبك زندگي آنان از دست نمي دهد.
به هر حال، اقتصاد چه بخواهيم و چه نخواهيم نقش تعيين كننده و كليدي در هر دو بينش مادي گرا و معنويت گرا ايفا مي كند: زيرا جامعه انساني به گونه اي در دنيا شكل گرفته كه اقتصاد مايه قوام آن است. از اين رو هر جامعه اي براي دست يابي به استقلال و در اختيار گرفتن سرنوشت خود نيازمند استقلال اقتصادي است؛ زيرا در صورت فقدان استقلال اقتصادي نمي تواند در مسير اهدافي كه براي جامعه خود تعريف كرده گام بردارد و ناچار است تا در اصول ديگر فرهنگي و معنوي و سياسي تابع فشارهاي صاحبان ثروت و قدرت شود كه از ديگر جوامع بر آن جامعه وارد مي سازند.
نويسنده در اين نوشتار بر آن است تا نقش جهاد اقتصادي در خودكفايي و استقلال براساس آموزه هاي قرآني را تبيين نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

تقابل جوامع مادي گرا و آخرت گرا
هر جامعه اي براي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و روشهاي خاص را نيز براي تحقق آن در نظر گرفته است؛ هرچند كه همه جوامع دو هدف مشخص آسايش و آرامش را در دستور كار اصلي خود قرارداده و تحقق آن را از طريق جامعه و نهادهاي آن پي گيري مي كنند، ولي تفاوت هاي مشخصي در روشهاي آنها به سبب تفاوت هاي جغرافيايي، فرهنگي، ادراكي و مانند آن پديد مي آيد كه جامعه اي را از جامعه ديگر جدا مي سازد.
البته مي توان تفاوت هاي مشخصي را در دو هدف اصلي ميان جوامع مشاهده كرد. از اين رو جوامع را مي توان به جوامع ماديگرا و معنويت گرا، يا دنياگرا و آخرت گرا دسته بندي كرد. اين تفاوت بينشي و نگرشي چنان در دو هدف اصلي جوامع تاثير مي گذارد كه جوامع در همه ابعاد در دو طيف مقابل هم قرار مي گيرند؛ زيرا جوامع ماديگرا و دنياگرا، آسايش و آرامش را تنها در دنيا و امور مادي مي جويند و چيزي جز همين دنيا و ماديات براي آنان معنا و مفهوم و اصالتي نمي يابد.
در مقابل، جوامع معنويت گرا و آخرت گرا قرار مي گيرند كه زندگي دنيا و آسايش و آرامش را هرچند مطلوب مي دانند، ولي براي آن اصالتي قايل نمي شوند و بيشترين همت و توجه خويش را به آخرت معطوف مي دارند و لذا اهدافي چون آسايش و آرامش، تنها نقش ابزاري براي آخرت و آسايش و آرامش باقي و پايدار آن دارد.
اين دو بينش و نگرش متقابل، از نظر اسلام به حق و باطل تفسير شده است. از اين رو تقابل آن دو مي تواند دو جامعه را از نظرهاي گوناگون در برابر هم قرار دهد؛ زيرا اصالت بخشي به ماديات و دنيا و هدف قرارگرفتن آسايش و آرامش مادي و دنيوي، به اين معناست كه مي توان براي دست يابي به اين اهداف، همه چيز را قرباني كرد. اين گونه است كه حدود آزادي تنها در مرز تضييع حقوق ديگران پايان مي يابد و از آن جايي كه اين مرز بي پشتوانه و خاستگاه هاي استوار است، مي توان به سادگي آن را دور زد و يا ناديده گرفت. بدين ترتيب قوانين و اصول اخلاقي در جوامع ماديگرا و دنياگرا، قوانين در معرض خطر است و هر آن مي تواند از سوي اكثريت يا اقليتي پايمال شود؛ زيرا بنيادهاي اخلاقي آن متزلزل است و وقتي هدف، آسايش و آرامش مادي و دنيوي باشد، هر آن چه در برابر آن قرار گيرد، پايمال و نابود مي شود.
اين كه برخي از جوامع مادي و دنياگرا، قوانين را به سختي مراعات مي كنند، از آن روست كه براي حفظ كف بهره مندي ها لازم است تا قوانين را مراعات كنند وگرنه همين آسايش و آرامش مادي آنان باخطر مواجه مي شود. براين اساس، هرگاه احساس كنند كه دور زدن قانون و يا پايمال كردن آن، آسيبي به آسايش و آرامش مطلوب آنان وارد نمي سازد، به سادگي قوانين را ناديده مي گيرند. اين سياست به ويژه در برابر جوامع ديگر به سادگي و آساني انجام مي گيرد؛ زيرا نهايت جامعه گرايي در جوامع مادي گرا و دنيوي، حفظ جامعه خودي و محافظت بر آن است. اين مسئله را مي توان در بينش و نگرش سبك آمريكايي شناسايي كرد.
تقابل جوامع مادي گرا و معنوي گرا يا دنيا گرا و آخرت گرا، تقابل جدي است؛ زيرا جوامع مادي گرا، به نوعي از نظر ذاتي طغيان گرا و متجاوز به حقوق ديگران است و ظلم و ستم به ديگران را براي رسيدن به هدف آسايش و آرامش مادي و دنيوي توجيه مي كند.
از آن جايي كه جامعه اسلامي و ايماني، جامعه اي با اهداف معنوي و آخرت گراست، اگر بخواهد در مسير تعالي خود گام بردارد، نيازمند استقلال اقتصادي است تا بتواند در برابر فشارها و تعديات جوامع مادي گرا و دنياگرا تاب بياورد و مسير فرهنگي و معنوي خويش را چنان كه مي خواهد بپيمايد و از همه ظرفيت هاي دنيوي براي رسيدن به اهداف اخروي و معنوي بهره برد؛ چرا كه جوامع رقيب مادي، خواهان بهره مندي از ظرفيت ها و امكانات مادي جامعه ايماني است و اجازه نمي دهد تاجامعه ايماني در يك شرايط مناسب در مسير خود گام بردارد.
به سخن ديگر، همزيستي مسالمت آميز ميان دو نگرش حق و باطل يا نگرش دنيوي و اخروي، شدني نيست، چرا كه حتي اگر جامعه ايماني به سبب عدالت خواهي و عدالت گروي، به حقوق و امكانات مادي خود بسنده كند و چشم داشتي به امكانات مادي ديگر جوامع نداشته باشد، جامعه مادي گرا به طور طبيعي چون اصالت را به ماده و دنيا مي دهد و باوري به آخرت ندارد، خواهان دست يابي به همه امكانات مادي جهت آسايش و آرامش و ديگر اهداف مادي و دنيوي مي باشد و به اشكال گوناگون مي خواهد حقوق ديگر جوامع را تضييع كرده و بر آنان و امكاناتشان تسلط يابد. اين گونه است كه جوامع مادي گرا، جوامع سلطه جو و استكباري هستند و استقلال ديگر جوامع را تهديد مي كنند و باخطر جدي مواجه مي سازند.
به عبارت ديگر، سلطه جويي و استكبارورزي و ستم گرايي، جزو ذاتيات جوامع مادي و دنياگراست و ديگر جوامع نمي توانند در چنين شرايطي احساس امنيت از تهديدات و خطرات اين جوامع داشته باشند.

جهاد اقتصادي، جهاد خودكفايي و استقلال
جوامع بشري به سبب جهات گوناگون به يكديگر نيازمند هستند و نمي توان از رشد و توسعه اقتصادي و تمدني سخن گفت و در همان حال خواهان قطع كامل روابط اقتصادي، فرهنگي و سياسي شد.
مي دانيم كه ثروت هاي زمين در جغرافياي زمين پراكنده است و در هيچ منطقه اي از زمين همه امكانات اقتصادي به تمام و كمال وجود ندارد؛ هر چند كه در هر منطقه جغرافيايي، بيشترين امكانات ابتدايي وجود دارد و آسايش و آرامش نسبي فراهم است ولي آن چه ما از آن سخن مي گوييم تحقق امكاناتي براي تمدن سازي است. از اين رو لازم است تا همه امكانات زمين در همه مناطق جغرافيايي مورد استفاده قرار گيرد. اين بدان معناست كه نياز به ارتباط دست كم اقتصادي براي دسترسي به امكانات و ظرفيت هاي تمدني ضرورت مي يابد.
از سوي ديگر، همه چيز را همگان مي دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند. اين بدان معناست كه علم و دانش در همه انسانها وجود دارد و نياز است تا با ارتباط، اين دانش در دسترس قرار گيرد. ارتباطات فرهنگي كمك مي كند تا تجربيات و دانشهاي جوامع و امت هاي ديگر به يكديگر منتقل شود و شرايط مناسب براي زايش تمدني يا گسترش آن فراهم آيد.
بنابراين، هنگامي كه از جهاد اقتصادي سخن به ميان مي آيد، به معناي جهاد دسترسي به امكانات تمدني است تا جامعه از وابستگي اقتصادي برهد و در مسير تحقق اهداف آفرينشي چون رباني شدن قرار گيرد. خودكفايي به معناي توانمندي در تحقق اهداف اقتصادي و برآورد نيازهاي جامعه از طريق بهره گيري از تمام موجوديت و ظرفيت است. خودكفايي به اين معنا كمك مي كند تا جامعه، بسياري از نيازهاي خود را در داخل سرزميني و فكري و فرهنگي خود تامين نمايد و در كمترين سطح وابستگي به بيرون قرار گيرد. چنين حالتي به جامعه كمك مي كند تا بتواند بقيه نيازهاي تمدني خويش را به سبب غلبه اقتصادي و علمي و فرهنگي از ديگر جوامع تامين نمايد بي آن كه اين تامين از ديگر مناطق و جوامع، موجب وابستگي و عدم استقلال در اين عرصه يا عرصه هاي ديگر چون سياسي و نظامي و فرهنگي شود.

ضرورت قطع رابطه اقتصادي با دشمنان
خداوند در آيه 28 سوره توبه، نيازمندي هاي اقتصادي جامعه را عامل وابستگي اقتصادي و در نهايت وابستگي سياسي و فرهنگي مي شمارد و به مومنان و جامعه ايماني هشدار مي دهد تا با جهاد اقتصادي و تلاش، خود را از اين وابستگي نجات بخشند و اجازه ندهند تا دشمن با سوءاستفاده از نيازهاي اقتصادي و وابستگي اقتصادي، سرنوشت امت و جامعه ايماني را در اختيار گيرد و سياست هاي نظامي و فرهنگي و سياسي جامعه را تحت سلطه خود درآورد.
البته برخي گمان مي كنند كه قطع ارتباط اقتصادي با دشمنان جامعه اسلامي به معناي اختلال در نظام اقتصادي و فقدان رشد و شكوفايي آن و در نتيجه از دست رفتن اهداف كلان جامعه مي شود؛ در حالي كه خداوند در همين آيه به مسلمانان و جامعه ايماني وعده مي دهد كه اگر قطع ارتباط اقتصادي به قصد رسيدن به خودكفايي از طريق جهاد اقتصادي باشد، اين قطع به سبب اين كه الهي و في سبيل الله است، خداوند به طرق ديگري و با امدادهاي غيبي كمك مي كند تا اقتصاد جامعه از اختلال مصون بماند.
به هر حال، قطع روابط اقتصادي با دشمنان هر چند كه در كوتاه مدت شوك اقتصادي وارد مي كند ولي در بلندمدت موجب رهايي از وابستگي اقتصادي و در نتيجه سياسي و فرهنگي شده و استقلال جامعه را در ابعاد گوناگون تضمين مي كند. همچنين اين قطع كه همراه با جهاد اقتصادي است، فرصت شكوفايي تمدني را به جامعه مي بخشد و جامعه به ظرفيتهاي كلان اسمايي سرشته در ذات خويش پي مي برد و مي تواند از مقام متاله (رباني) شدن، همانند خداوند عمل كند و شگفتي ها بيافريند و در علم و دانش چنان شود كه از همه ظرفيت جامعه خود به بهترين شكل استفاده كند و با تغييرات مناسب در خلقت، همانند خداوند از كمترين و ساده ترين مواد، پيچيده ترين مواد مورد نياز را بسازد؛ زيرا عناصري كه همه اين هستي را شكل بخشيده، عناصر محدودي است و علم به عناصر و چگونگي ساخت و ساز موجودات مي تواند جامعه ايماني را در وضعيتي قرار دهد كه همه نيازهاي خود را در همان بخش جغرافيايي تامين كند. البته رسيدن به اين مقام نيازمند دست يابي به جامعه ايماني مطلوب و انسان هاي كاملي است كه همه اسماي الهي را در خود فعليت بخشيده يا دست كم در بخش اعظم آن موفقيت داشته اند. اين همان عنايت فضلي خداوند به جامعه ايماني است كه در آيه 28 سوره توبه پس از قطع روابط ناسالم اقتصادي ميان جامعه ايماني و جامعه دشمن اتفاق مي افتد و جامعه ايماني را به كمال مي رساند.
خداوند در اين آيه به مومنان و جامعه ايماني هشدار مي دهد كه نگران قطع رابطه اقتصادي با دشمنان متجاوز و معاند و كافر نباشند؛ زيرا اين قطع رابطه نه تنها موجب اختلال در حوزه اقتصادي نمي شود، بلكه زمينه و فرصتي مناسب براي جامعه فراهم مي آورد تا ضمن شناخت ظرفيت هاي وجودي خود، از فضل الهي بهره مند شود و گام هاي بلندي را در راه تمدن سازي بردارد و خودكفايي را در همه عرصه ها تجربه كند و چيزهايي را بسازد كه به نظر غيرقابل دسترس و امكان و امكانات بشري است؛ چرا كه خداوند از فضل خودش جامعه ايماني را به علم الهي بهره مند مي كند و فلسفه و حكمت بهره مندي در مسير اهداف آفرينش را در اين جامعه شكوفا مي كند.(توبه، آيه 28)
به هر حال آن چه از آيات و روايات در اين زمينه برمي آيد، دست يابي به خودكفايي اقتصادي از طرق گوناگون چون قطع رابطه ظالمانه با دشمنان اسلام، اين امكان را به جامعه ايماني مي بخشد تا بتواند در مسير شكوفايي تمدني گام بردارد و از امدادهاي الهي برخوردار شود و خداوند استعدادهاي آنان را شكوفا كرده و به آنان فرصت بهره مندي تمام و كمال از همه آن چه در زمين جغرافيايي و منابع انساني وجود دارد، بدهد.
قطع روابط ظالمانه با مستكبران و ظالمان كافر و دشمن، نوعي تقواي الهي است كه فرصت مضاعفي به جامعه ايماني مي بخشد؛ زيرا خداوند در آيه 96 سوره اعراف و 2 و 3 سوره طلاق، رعايت تقواي الهي را از عوامل دست يابي جوامع به توسعه اقتصادي و شكوفايي تمدني برشمرده است. بي گمان، قطع رابطه اقتصادي با دشمن دين و خدا و بشريت، از مهمترين مصاديق تقواي الهي است.
خداوند در آيات اخير به صراحت بيان مي كند كه تقواي الهي موجب مي شود تا خداوند از طرقي كه بيرون از حساب و كتاب است، به آن جامعه عنايت نمايد و از فضل خاص خويش به آن ببخشد.
اين بدان معناست كه خداوند فرصت هاي ديگري براي آن جامعه تقوا پيشه فراهم مي آورد كه در عقل و حساب انساني نمي گنجد. اين همان چيزي است كه از آن به امدادهاي غيبي خداوند براي جوامع ايماني ياد شده است.
به سخن ديگر، استقامت در دين و پايداري بر مسايل فرهنگي و معنوي و اخروي از سوي جامعه ايماني، طريق خاصي را براي انسان مي گشايد كه در چارچوب معيارهاي مادي و دنيائي نمي گنجد. (جن، آيه 16 ) چنان كه استغفار و مانند آن خود راهي براي توسعه و رشد اقتصادي است كه به ظاهر برخلاف هر اصل عقلاني و عقلايي است ولي خداوند در آياتي از جمله آيه 3 و 53 سوره هود، و 10 تا 12 سوره نوح، مساله استغفار را يكي از عوامل تاثيرگذار در رشد و شكوفايي اقتصادي و فراهم آوري عوامل مادي توسعه برمي شمارد و برآن تاكيد مي ورزد.
به هر حال، جهاد اقتصادي در چارچوب معنويت و دين و آخرت گرايي و در سايه سار عواملي چون عدالت، تقوا و استغفار مي تواند شرايط جديد و شگفت آوري براي جامعه فراهم آورد كه خودكفايي واقعي را تحقق بخشد و جامعه را به استقلال همه جانبه برساند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  | 

دیدگاه اسلام و اندیشه ی اقتصادی در مورد « جهاد اقتصادی » چیست ؟ اسلام چه توصیه هایی برای « جهاد اقتصادی » از منظر اقتصادی داشته است ؟ روایات از چه منظری به این موضوع پرداخته ؟ این ها موضوع یادداشتی است که محمد اسماعیل زاده از زاویه‏ی راهبردی به آن پرداخته است.

گروه اقتصادی برهان / محمد اسماعیل‏زاده :

دیدگاه اسلام و اندیشه‌ی اقتصاداسلام در مورد جهاد اقتصادی نه تنها مثبت، بلکه به مثابه‌ی آرمانی است که همواره در جان و دل اولیا و پیروان این مکتب ریشه داشته و دارد. تا جایی که همه‌ی پیامبران الهی علاوه بر مأموریت داشتن برای حیات اخروی مردم، مأمور به آبادانی و حیات دنیوی آن‌ها نیز بوده‌اند، ایجاد موانع ساختگى در طول تاریخ، تنها باعث عقیم ماندن آرمان رسیدن به وحدت بشر و افزایش رفاه همگانى بوده  است.

البته یک سری دیگر در طول تاریخ متحجرانی بوده‌اند که عوامانه فکر کرده‌اند که  مسایل زندگی مادی را از جنبه‌های اخروی جدا دانسته و برای هر یک مرز و قلمروی خاص را قرار داده‌اند اما اسلام به عنوان یک دین و نظام ارزشی، خوشبختی دنیا و ‌آخرت انسان را به‏طور هم‌زمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعه‌ی آخرت معرفی کرده است. براین مبنا به هر رفتار اقتصادی مفید که در حوزه‌ی ارزش‌های اسلامی مجاز باشد،از دیدگاه اسلام مورد توجه و تمجید قرار می‏گیرد.

 

گفتنی است در اسلام بر خلاف مکاتب اقتصادی غرب مدل‌ها و الگوهای اقتصادی تجویز نمی‌شود. چرا که موارد نام برده شده به شدت تابع شرایط زمانی و مکانی گسترده‌ای هستند اما از سوی دیگر قوانین ثابت و همیشگی وجود دارد که در منابع اسلامی بیان شده‌اند.

 

از دیدگاه قرآن گستردگی منابع تولید در راستای رفاه آدمی است. «وَاتیکم من کُلِّ ما سأَلْتُمُوُه(7): و هر چه از اوخواسته‌اید به شما ارزانی داشته است» می‌توان چنین برداشت کرد که از دیدگاه قرآن، در زمین آن‌چه مورد نیاز انسان برای ادامه‌ی زندگی لازم است،مهیاست اما این امر به معنای آن نیست که تمامی نیازمندی‌های انسانی به صورت بالفعل و بدون کار و تلاش در اختیار اوست بلکه بدین معناست که انسان بایدبه کارگیری روحیه‌ی عمران و آبادانی و در سایر خلاقیت، ابتکار و تلاش رزق وروزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آن‌ها را برای استفاده‌ی تغییرات ضروری دهد. لذا اسلام علت عمده‌ی ایجاد رفاه را تغییر دادن امکانات موجود دانسته است. در اسلام بر کار و تلاش برای ایجاد تغییر در زندگی تأکید شده است. بر این اساس است که امام رضا(علیه‌السلام) افراد را به کار و کوشش دعوت می‌کند.

«احمد بن ابی نصر بَزّنطی» می‌گوید: «به امام رضا(علیه‌السلام) گفتم: «کوفه به من نمی‌سازد و زندگی در آن همراه با مضیقه است. زندگی ما در بغداد بود و در آن‌جا در روزی بر مردم گشاده است.» حضرت فرمود: «اگر می‌خواهی بیرون بروی برو؛ چرا که امسال، سال آشفته‌ای است و مردمان را چاره‌ای جز طلب روزی و کوشش برای به دست آوردن معیشت خوب نیست. پس طلب و کوشش رابرای به دست آوردن امکانات زندگی از دست مده.»

 

(8)از دیدگاه امام رضا(علیه‌السلام)، ارزش معنوی کار چنان است که مقام کارگر را فراتر ازمقام مجاهدین فی سیبل الله (جهادگران در راه خدا) می‌داند و می‌فرماید: «آن که با کار و کوشش، در جست‌وجوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده‌ی خویش است،پاداشی بزرگ‌تر از مجاهدان راه خدا دارد.»

 

(9) از این رو تلاش و کوشش مضاعف در عرصه‌های اقتصادی که از آن تعبیر به جهاد اقتصادی می‌شود لذا از دیدگاه اسلام نه تنها امری لازم، بلکه واجب است.

 

راهبرهای تحقق جهاد اقتصادی

 

با این توصیفات به نظر می‏رسدبرای رسیدن به شعار «جهاد اقتصادی1»راهبردهایی لازم است که باید به آن عمل کرد. لذا در این مقاله به پاره‏ای از این موارد اشاره می‏شود:

 

1- توسعه‌ی سرمایه‌گذاری از راه کاهش شکاف پس‌انداز- سرمایه‌گذاری با حفظ نسبت پس‌انداز به تولید

 

2- ارتقای کمی و کیفی بازارهای مالی (سرمایه، پول و بیمه) با تأکید بر کارآیی، شفافیت و سلامت

 

3- اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی و تنظیم لایحه‌ی بودجه و تخصیص اعتبارات با توجه به نتایج حاصل از فعالیت‌ها و متناسب با قیمت تمام شده‌ی آن‌ها

 

4- توزیع امکانات و بودجه بین مناطق متناسب با عملکرد و پتانسیل‌های تولید

 

5- تخصیص منابع حاصل از نفت و گاز به سرمایه‌های فیزیکی و انسانی مورد نیاز کشور و به‌ویژه اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای

 

6- هماهنگی و سازگاری بین سیاست‌های بازرگانی و سیاست‌های ارزی، پولی و مالی کشور

 

7- اعطای تسهیلات بانکی هدفمند و هدایت اعتبارات بانکی به بخش‌های مولد متناسب با ظرفیت‌ها و نیاز واقعی و بازدهی اقتصادی

 

8- هدایت صحیح نقدینگی به سمت فعالیت‌های تولیدی

 

9- منطقی کردن نرخ سود تسهیلات به‌منظور جذب پس‌انداز‌های جامعه

 

10- گسترش امکان دسترسی به منابع مالی برای بنگاه‌ها از راه توسعه‌ی بازار سرمایه و ابزارهای مالی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  | 

قام معظم رهبري سال 1390، را سال «جهاد اقتصادي» نام نهادند. همان‌طور كه همگان مي‏دانند رهبر معظم انقلاب، سال 88 را نيز به عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف» و سال 89 را به عنوان سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نام‌گذاري فرموده بودند.
امسال نيز توسط ايشان، سال «جهاد اقتصادي» نام‌گذاري شده است. اين امر نشان ‌دهنده‌ي اهميت تحولات اقتصادي در انديشه‌ي معظم له بوده و بايد توجه داشت تا به اين شعارها سطحي و صوري نگريسته نشود. خوشبختانه در سرتاسر سال‌هاي 1388 و 1389، شعارها تحقق عملي پيدا كرده و ملت و دولت در دو سال اخير، هم به اصلاح الگوي مصرف و هم به همت مضاعف و كار مضاعف به جديت پرداخته‏اند.

در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي، علم و فن‌آوري نيز كارهاي بزرگي انجام شده كه ناشي از نهادينه شدن اجرايي اين كارها است. از جمله‌ي اين كارهاي بزرگ و همت‌هاي جدي، اجراي قانون هدفمندسازي يارانه‌ها‌ بوده كه مي‏توان نقطه‏ي عطف مطلب مذكور باشد. در سال 90 نيز بايد ما همت خود را بر مسايل اقتصادي متمركز كنيم. چرا كه طبق بيانات رهبري، هم‏اكنون مهم‏ترين چالش كشور، موضوع اقتصاد است.

البته هم‌چنان نبايد شعارهاي سال‌هاي گذشته را فراموش كنيم و چنانچه امسال حتي مي‌بايست همت و كار مضاعف نمود و بروز بيش‌تري در كار ما داشته باشد، چراكه «جهاد اقتصادي» ميداني بسيار وسيع‌تر را براي تلاش و برنامه‌ريزي مي‌طلبد. در حوزه‌هاي اقتصادي نيز به دليل تأثير مستقيمي كه بر حوزه‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي دارد، اگر ما بتوانيم به پيشرفت مد نظر برسيم، در حل بسياري از مشكلات عمومي كشور هم موفق خواهيم بود.

بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه مسايل جاري بيش‌تر حول مسايل اقتصادي هم‌چون اشتغال، مسكن و ساير موارد مشابه است، كه اگر در سال جاري بتوانيم طبق رهنمود رهبر انقلاب حركت كنيم و موارد مورد نظر ايشان را در كشور محقق سازيم، نظام اقتصادي ايران الگويي موفق براي ساير كشورهاي جهان خواهد شد.


ارتباط كلمه‌ي «جهاد» با «سال جهاد اقتصادي» چگونه است؟

واژه‌ي «جهاد» چندين بعد دارد. يك بعد آن بعد ديني است كه وظيفه‌ي هر ايراني وطن پرستي به شمار مي‌رود. بعد دوم كه بسيار نيز داراي اهميت است، مردمي بودن آن و سهم مردم در اين حركت ديني است.

شواهد نشان مي‌دهد نام‌گذاري رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادي را از يك موضوع دانشگاهي وارد فاز مردمي و به عنوان يك وظيفه‌ي عمومي در بين آحاد مردم مطرح مي‌سازد. اين نكته بايد در انديشه‏هاي اقتصادي صاحب‏نظران مورد توجه قرار گيرد كه حوزه‌ي جهاد اقتصادي در واقع تقويت اقتصادي ريشه‎هاي يك كشور اسلامي است. گذر از مرزهاي جغرافيايي و پايه‏گذاري اقتصاد مستحكم‎تر، كه بتواند موجب سربلندي انقلاب باشد، به نظر مي‏رسد رهبر معظم انقلاب، سال جاري را به دليل رضايت نداشتن از وضعيت كنوني و ساختارهاي معيوب كنوني به سال جهاد اقتصادي نام‌گذاري كرده‌اند.

گر چه اقتصاد ايران بدون شك داراي پتانسيل‏هاي بسيار زيادي بوده و رهبر نيز بارها به اين موضوع پرداخته‏اند، اما آن‏چه مهم است اين‏كه، ايشان از وضعيت كنوني رضايت كامل ندارند و خواسته‏اند تا تحولي در سال 90، صورت گيرد. بنابراين تحليل بنده از فرمايشات رهبري در نام‌گذاري سال 90 اين است كه ايشان در نام گذاري سال جاري به سه موضوع بيش از موارد ديگر اهتمام دارند و علاقه‏مند هستند تا به سه موضوع ذيل توجه بيشتري صورت گيرد.

1- تحريم‏ها: تحريم‏هاي اقتصادي در سه دهه‏ي اخير همواره يكي از چالش‏هاي پيش روي اقتصادي- سياسي ايران بوده است. شايان ذكر است رهبر انقلاب همواره در سخنراني‎‏هايشان به اين موضوع پرداخته و تأكيد دارند تا دولت‌مردان هم‌چون گذشته راه‏هاي مقابله با تحريم‏ها را بيش از پيش اجرايي كنند.

2- اجراي مراحل بعدي قانون يارانه‏ها: اجراي مراحل بعدي قانون هدفمندي يارانه‏ها از ديگر موضوعاتي است كه رهبري معظم به آن به صورت جدي اهتمام دارند و تأكيد مي‌نمايند تا اجراي مراحل بعدي اين قانون با دقت و بدون خطرات احتمالي آينده به پيش رود. دولت هم وظيفه دارد تا اجراي مراحل آينده‌ي قانون مذكور را با دقت بيش‌تري انجام داده تا اصلاحات جديد اقتصاد ايران با كم‏ترين صدمات دنبال شود.

3- تدوين الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت: همان‏طور كه در سخنراني‏هاي چند سال اخير رهبر معظم انقلاب بارها مشاهده شده، ايشان از گذشته تا كنون به طراحي و تدوين يك الگوي بومي-اسلامي تأكيد داشته و دارند. اين يك واقعيت است كه دولت‏هاي پس از انقلاب در سه دهد‏ي اخير هنوز نتوانسته‌اند يك الگوي بومي-ايراني مستقل با مليت ايراني- اسلامي تدوين كنند و اين مسأله يكي از مطالبات اقتصادي رهبري است.

اميد است كارشناسان بيش از پيش در اين حوزه با جديت امور مذكور اهتمام ورزند و دغدغه‏ي چند ساله‏ي حضرت آيت الله خامنه اي را به واقعيت تبديل كنند.


شرط اصلي موفقيت شعارهاي مذكور چيست؟

حال سؤال اساسي اين است: شرط اصلي موفقيت اين شعار چيست؟ نقش مردم چيست؟الزامات سال جهاد اقتصادي چگونه بايد باشد؟

خوشبختانه اجراي موفق قانون هدفمندي يارانه‌ها نشان داد كه شرط اصلي موفقيت در هر طرح اقتصادي، همراهي مردم است. مردم نشان دادند كه با هر طرح اقتصادي كه منجر به بهبود وضعيت اقتصادي شان گردد، همراهي خواهند كرد و آنان نشان دادند: با جهت‌گيري‌هاي عدالت خواهانه‌ي دولت‌ها موافق‌اند و حاضراند تا با طرح‏هاي اقتصادي دولت‌ها اگر چه كمي هم داراي زحمت باشد، همراهي كنند.

اگرچه در شرايط كنوني ممكن است سختي‌هايي را هم متحمل شوند.اعتماد به نفس سياست‌گذاران اقتصادي كشور با اجراي اين قانون چندين برابر شده و مردم هم نشان دادند كه با اين نوع طرح‌ها كه كل نظام و نخبگان كشور بر اجراي آن توافق دارند، به خوبي همراه خواهند شد. در سال جديد نيز هم‌چون ساير سال‌هاي گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانه‌ي قاطعي براي همه‌ي مسؤولين است كه بايد در اين سال، برنامه‌ها و جايگاه خودشان را تبيين و مشخص كنند. الزامات در اين رابطه عبارت‌انداز:
- جهاد از كلماتي است كه در گفتمان ديني كشورمان معنا پيدا مي‌كند. براي همين هم كار كردن براي مسايل اقتصادي، پيشرفت، آباداني و عمران كشور با مسأله‌ي مقدسي به اسم جهاد، تلفيق شده است.

2- بايد در اين راستا، موانع اقتصادي كشور را شناسايي كنيم. موانعي كه دست و پا گير هستند. معمولاً در نگاه نهادي برخي از مقررات و آيين‌نامه‌ها و مواد يا تفاسير قانوني كه امروزه در بدنه‌ي اجرايي وجود دارد، به شكل مانع عمل مي‌كنند. ما به يك جهاد فراگير در تمامي عرصه‌هاي اقتصادي جهت آسيب‌شناسي و مانع‌شناسي نياز داريم تا بتوانيم موانع را رفع كنيم. جهاد كردن به رفع موانع پيشرفت ما برمي‌گردد؛ برخي از اين موانع داخلي‌اند و بخشي از آن هم موانع خارجي هستند كه بايد در عرصه‌ي اقتصاد بين‌الملل هم ببينيم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است.

3- جهاد اقتصادي نيازمند نقشه‌ي راه است. دستگاه‌هاي اجرايي كشور، دستگاه‌هاي قانون‌گذار، نهادهاي قضايي، بخش‌هاي مردمي، بخش‌هاي غير انتفاعي و خصوصي كشور بايد با يك راهبردي كه از سوي دستگاه‌هاي سياست‌گذار مشخص مي‌شود، يك آرايش جهادي به خود بگيرند. اين نقشه‌ي راه همان «طرح تحول اقتصادي» است كه دولت محترم با اجراي مهم‌ترين بخش آن، يعني هدفمندسازي يارانه‌ها، آن را طراحي كرده است. البته، بسته‌هاي مختلف براي همه‌ي حوزه‌ها از جمله صنعت، خدمات، حمل و نقل و كشاورزي آماده و در اين زمينه با مديران و تشكل‌ها هماهنگي شده است. طرح هدفمند سازي يارانه‌ها گسترده‌ترين طرح اقتصادي است كه در كشور اجرا مي‌شود و تقريباً حوزه‏هاي متعدد را تحت تأثير قرار مي‏دهد. اجراي كامل قانون هدفمندي يارانه‌ها گام بلندي در مسير جهاد اقتصادي و ايجاد تحول در حوزه‌ي اقتصاد خواهد بود.

تحقق تحول اقتصادي در كشور به چند محور نياز دارد كه در اين راستا اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها تنها يكي از اين محورها محسوب مي‌شود. ايجاد تحول در حوزه‌ي اقتصاد كشور كه از سال‌ها قبل آغاز شده بود با اجراي قانون هدفمند سازي يارانه‌ها سرعت بيش‌تري گرفته اما مسؤولان بايد به محورهاي ديگر ايجاد اين تحول نيز توجه داشته باشند. اصلاح قانون گمرك، اصلاح قانون تجارت، اصلاح نظام بانكي و پولي كشور از جمله محورهاي ايجاد تحول بنيادين در حوزه اقتصاد كشور است. در سال جهاد اقتصادي و در دهه‌ي 90 اميدواريم كه كشور در حوزه‌ي اقتصاد شكوفا شود، البته اجراي كامل قانون هدفمندي يارانه‌ها گام بلندي در مسير جهاد اقتصادي و ايجاد تحول در حوزه‌ي اقتصاد كشور خواهد بود. اگر هدفمندسازي يارانه‌ها به نحو احسن اجرايي شود، پس از اجراي كامل اين طرح مبالغ كلاني به بودجه‌ي كشور اضافه خواهد شد كه اين مبالغ مي‌تواند باعث شكوفايي اقتصاد كشور گردد.*

+ نوشته شده در  ساعت   توسط mozhdeh d.t  |